حکم ساخت سلاح هستهای بر اساس مقاصد الشریعه
1405-06-03
بر همین اساس، میتوانیم این را ملاک قرار دهیم که هر چیزی که موجب ارعاب دشمن شود، تهیه آن برای ما واجب است. امروز نیز سلاح اتمی مایه ارعاب دشمن است و بنابراین تهیه آن بر ما واجب است.
آیتالله علمالهدی استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه خراسان رضوی، در نشستی که دوم شهریور ماه در مدرسه فقه و اصول دارالعلم با موضوع «نقش اهداف شریعت در فقه سیاسی» برگزار شد، بیان داشت:
سابقه بحث مقاصد الشریعه به ائمه علیهمالسلام بازمیگردد و اصل قضیه از آنجا آغاز شده است؛ ائمه علیهمالسلام این مطلب را مطرح کردند و در بعضی موارد، این بحث با مخالفت شدید اهلبیت علیهمالسلام نیز مواجه بوده است. فقهای شیعه در طول این مدت، این مسئله را بررسی کردهاند و در مناظرات مختلف و متعدد و همچنین در اصول مقارنی که در حوزههای علمیه تدریس میشده، این مبحث در قالب مباحث جزئی از قبیل مصالح مرسله و قیاس و مسائل مربوط به اصول مقارن مورد بحث قرار گرفته است.
مقاصد شریعت از نظر ما دلیل برای حکم نیست، مگر زمانی که از ادله اربعه استنباط شود؛ در این صورت هم دلالت دارد و هم دارای اثر است. اما اگر فهم مقاصد شریعت از طریق ادله اربعه برای ما ممکن نبود و صرفاً بر اساس یک سلسله کلیات حدسی بخواهیم مقاصد شریعت را ترسیم کنیم و آن را دلیل حکم یا دلیل یک جریان شرعی و فقهی بدانیم، چنین چیزی از نظر ما حجیت شرعی ندارد. تمام بحث مطرح میان بزرگان علمای شیعه، اعم از فقها و اصولیین، امکان استنباط مقاصد شریعت از ادله اربعه است. یعنی آیا استنباط مقاصد شریعت از ادله اربعه امکانپذیر است یا خیر.
در ضمن فرمایشات خود ائمه(علیهمالسلام) نکاتی را مشاهده میکنیم که ما را تشویق و وادار میکند به دنبال فهم مقاصد شریعت باشیم؛ از جمله روایت معروفی که از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده است که هیچیک از شما فقیه نیست، مگر اینکه معاریف احکام ما و معاریض کلام ما را بشناسد. استنباط مقاصد شریعت از ادله و عمدتاً از نصوص به چه وسیلهای ممکن است؟ در اینجا عدهای این مطلب را بسیار بعید دانستهاند از جمله مرحوم نائینی(رضواناللهتعالیعلیه)؛ زیرا تنها راه استنباط مقاصد شریعت از ادله و نصوص، شناخت ملاک است. با شناخت ملاک حکمی که از دلیل استنباط کردهایم، میتوانیم به سراغ مقصد شریعت برویم و مقصد شریعت را از این حکم و از طریق ملاک به دست بیاوریم.
مرحوم نائینی(رضواناللهتعالیعلیه) در این مسئله در تنگنای شدیدی در نظریه خود بودند. ایشان فرمودند که ملاکات بیشتر دواعی هستند و مسببات تولید حکم نیستند؛ اینکه ملاک حکم را بخواهیم از دلیل و نص به دست بیاوریم، برای ما ایجاد انگیزه میکند که کاری را که امام انجام داده یا حکمی را که خداوند فرموده و نص به آن هدایت میکند، انجام دهیم، اما این دلالت بر سبب تولید حکم نمیکند.
بحث ما در این نیست که در مقاصد شریعت، همه مقاصد باید مسببات تولید باشند؛ مقاصد شریعت اعم از یک سلسله مقاصدی است که مسبب تولید حکم هستند و بعضی از آنها ممکن است چنین نباشند. زیرا ما که به احاطه و اراده ذات مقدس شارع دسترسی نداریم، نمیدانیم شارع مقدس در مسئله تشریع چه چیزی را اراده کرده است.
آنچه به نظر میرسد این است که اگر واقعاً این عمل و این حکم شارع مقدس در اثربخشی و ثمردهی شریعت در زندگی اجتماعی یا زندگی انسانها نقش داشته باشد، همین موضوع میتواند باعث تشریع باشد؛ باعث تشریع بودن غیر از سبب تولید حکم است. مرحوم نائینی تصور کردهاند که وقتی میتوانیم مقاصد شریعت را به دست بیاوریم که ملاکات، مسبب تولید باشند؛ در حالی که هیچ عاقل و هیچ انسان معتقد و موحدی نمیتواند بگوید همه ملاکاتی که ما از ادله استفاده میکنیم، مسبب تولید حکم است.
گاهی اوقات چیزی به عنوان حکمت و مصلحت حکم به نظر ما میرسد و یک مصلحت قطعی است که حتی در خود نص نیز به آن تصریح شده، ولی در عین حال، مسبب تولید نیست و اینگونه نیست که مسبب تولید در اراده ذات مقدس شارع وجود داشته باشد؛ ما نیز احاطهای بر اراده شارع مقدس نداریم.
پس اینکه مقاصد شریعت را «مسببات تولید» بنامیم و بگوییم چون ملاکات، دواعی هستند و دلالت بر مسببات تولید ندارند، پس نمیتوانیم مقاصد شریعت را از ملاکها درک کنیم و به دست آوریم، درست نیست.
مقاصد شریعت اخص از مسببات تولید است؛ مقصد شریعت را میتوانیم از طریق ملاک به دست بیاوریم، اما نمیخواهیم بگوییم ملاک عیناً مقصد شریعت است. ملاک گاهی اوقات ما را به مقصد شریعت راهنمایی میکند و مقصد شریعت را به ما نشان میدهد. بنابراین اینکه بگوییم مقاصد شریعت از ادله قابل استنباط نیست، حرف درستی نیست؛ مقاصد شریعت از ادله قابل استنباط است و میشود مقاصد را از طریق تشخیص ملاک به دست آورد.
چندین راههای تشخیص ملاک و استنباط آن از دلیل و نص شارع مقدس وجود دارد. یکی از روشنترین این راهها، قیاس منصوصالعله است؛ در قیاس منصوصالعله، دقیقاً ملاک و حتی مقصد شریعت از این ملاک برای ما روشن است. راه دیگر، تبیین قاعده به وسیله خود امام(علیهالسلام) است؛ در بعضی نصوص، امام(علیهالسلام) قاعده را بیان میکند و در همان نصی که مربوط به استصحاب است، وقتی حضرت پاسخ سؤال را میدهند «لا تنقض الیقین بالشک»، ضمن بیان قاعده از سوی خود امام(علیهالسلام)، ایشان هم ملاک و هم مقصد شریعت را مشخص میکند.
راه دیگر، تنقیح مناط است که راههای مختلفی دارد؛ از جمله تنقیح مناط این است که اگر در کلام امام علیهالسلام یا در آیه شریفه قرآن، مطلبی به عنوان ثمره و نتیجهای از ثمرات و نتایج حکم مورد اشاره قرار گرفت، این دلالت میکند که ذات مقدس پروردگار آن را مورد توجه قرار داده است. وقتی ذات مقدس پروردگار در آیه قرآن، نکتهای را به عنوان ثمره مشخصی از ثمرات حکم مورد اشاره قرار میدهد، این موضوع ملاک خاص حکم است که خداوند متعال در اینجا به آن تصریح کرده است. همین مسئله در روایات و نصوصی که از ائمه(علیهمالسلام) رسیده نیز وجود دارد.
در یک مسئله که امروز نیز مورد ابتلاست یعنی مسئله تسلیح به سلاح اتمی، مقام معظم رهبری قائل بودند که تسلیح به سلاح اتمی مطلقاً جایز نیست؛ نه تسلیح جایز است و نه استعمال آن. در حالی که بعضی از بزرگان معتقدند تسلیح به سلاح اتمی واجب شرعی است. در اینجا، مبنای مقام معظم رهبری این بود که ایشان ادله دیگری نیز داشتند که ما در سال ۱۴۰۲ آن ادله را مورد بحث و بررسی قرار دادیم و به آنها پاسخ گفتیم. مبنای ایشان، تفسیری بود که مرحوم علامه طباطبایی درباره این آیه ارائه کردهاند.
مرحوم علامه طباطبایی درباره آیه، «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ » می فرمایند«تُرْهِبُونَ» علت حکم (وجوب آمادگی) نیست بلکه آن را ثمره و نتیجه میدانند؛ ثمره و نتیجه، علت حکم نمیشود و اگر علت حکم نباشد، نمیتوانیم. برای دلیل و ملاک حکم از آن استفاده کنیم؛ یعنی نمیتوانیم با تمسک به این آیه بگوییم هر عملی که ارهاب دشمن اقتضا کرد، از نظر تجهیزات مقابله با دشمن، برای ما واجب است آن را آماده کنیم.
همین مبنا را مرحوم امام شهید مظلوم نیز در نظریات خود مورد نظر قرار دادند؛ در حالی که اگر بنا باشد شارع مقدس هنگامی که حکمی را بیان میکند و آن حکم چندین ثمره دارد، یک ثمره را در میان همه ثمرات مورد تصریح قرار داده. مسئله تجهیز در مقابل دشمن، غلبه بر دشمن، دفاع نیرومند و آرامش خاطر، از جمله ثمرات این حکم است. اما در میان تمام این ثمرات شارع مقدس یک ثمره را مطرح میکند و آن ارعاب دشمن است. بنابراین معلوم میشود شارع مقدس در حکم خود به این ثمره به عنوان ملاک حکم نظر داشته است.
بر همین اساس، میتوانیم این را ملاک قرار دهیم که هر چیزی که موجب ارعاب دشمن شود، تهیه آن برای ما واجب است. امروز نیز سلاح اتمی مایه ارعاب دشمن است و بنابراین تهیه آن بر ما واجب است. خداوند مرحوم آیتالله العظمی فاضل لنکرانی را رحمت کند. ایشان از مراجع عالیقدر تقلید بودند و نظر مبارکشان نیز همین بود و بعضی از بزرگان امروز نیز همین نظر را دارند که تسلیح به سلاح اتمی برای ما واجب شرعی است. بر حسب آیه شریفه، «تُرْهِبُونَ» ملاک است نه صرفاً ثمره؛ اگر بگوییم ثمره است، ثمرهای است که در میان دیگر ثمرات مورد اشاره قرار گرفته است.