آزادی، عامل رشد تولید؟ / وقتی رقابت، قاتل رقابت می شود

1405-03-03

رقابت در نظام سرمایه‌داری سرانجام به نابودی خود می‌انجامد؛ چراکه با گذشت زمان، فاصله میان بنگاه‌ها چنان افزایش می‌یابد که شرکت‌های ضعیف حذف شده و بازار در انحصار چند غول بزرگ (مانند گوگل و توتال) قرار می گیرد

حجت الاسلام و المسلمین معصومی نیا در درسی با عنوان «اندیشه اقتصادی شهید صدر» به موضوع بررسى انديشه ها و ارزش‏هاى اساسى در نظام سرمايه ‏دارى‏ پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.

آزادی، عامل رشد تولید


این دومين انديشه‏اى است كه آزادى سرمايه‏دارى بر آن پايه‏گذارى شده است؛ اما اين انديشه، از دو جهت به خطا رفته است: يكى در درك نتايج آزادى سرمايه‏دارى و ديگرى در ارزيابى ارزش توليد.


طرح‏هاى توليدى در جامعه سرمايه‏دارى، واحدهاى هم‏ترازى نيستند كه با برخوردارى از كارآيى و امكانات مساوى وارد ميدان مسابقه و رقابت با يكديگر شوند تا هر كدام، شايستگى رقابت با ديگران را داشته باشد - موضوعى كه رقابت آزاد را تضمين مى‏كند و باعث رشد و بهبود توليد مى‏گردد - بلكه اين طرح‏ها، از نظر حجم، كارآيى و قدرت ادغام در يكديگر، تفاوت دارند و آزادى سرمايه‏دارى‏ در اين حال، ميدان را براى رقابتى مى‏گشايد كه خيلى زود به يك كشمكش سخت مى‏انجامد.


در اين كشمكش، طرح‏هاى نيرومند، رقيبان را در هم مى‏شكنند و اندك اندك، توليد را به انحصار خود درمى‏آورند تا همه رقابت‏ها و آثار مثبت آن‏ها در صحنه توليد ناپديد شود. بنابراين، رقابت آزاد، به آن معنى كه موجب بالندگى توليد مى‏گردد، تنها در چند گام محدود با آزادى سرمايه‏دارى همراه است؛ سپس تا زمانى كه جايگاه اقتصادى در اختيار آزادى سرمايه‏دارى است، صحنه را براى انحصارگران خالى میکند.


شهید صدر در اینجا، در واقع به یک تجربه تاریخ سرمایه‌داری اشاره دارد. تجربه‌ای که خلاف ادعای سرمایه‌داری را به اثبات رسانده است. بعدها نهادگرایان اولیه نیز همین ایراد را به کلاسیک‌ها گرفتند و گفتند کجا ثابت شده است که اگر هر کسی نفع شخصی خود را حداکثر کند، نفع جمعی حداکثر خواهد شد. چون توده‌های وسیعی از نیروی کار؛ از زن‌ها و بچه‌ها، به استثمار کشیده شدند. «جان استوارت میل»، در زندگی علمی خودش چند دوره فکری را طی کرده است. اول کلاسیک محض بوده و معتقد به اینکه اصالت نفع شخصی موجب رشد می‌شود، ولی وقتی دید این اصل موجب سوءاستفاده سرمایه‌داران شده و به استثمار نیروی کار می‌انجامد به طوری که زن‌ها و کودکان مجبورند بیش از توانشان کار کنند و به بیگاری کشیده شوند، نظرش عوض شد.


در توضیح بیشتر این فرآیند می‌توان گفت که رقابت، قاتل رقابت است، همان‌طور که لوئی بلان که یک اقتصاددان سوسیالیست است می‌گوید؛ یعنی رقابت مدنظر سرمایه‌داری در ابتدا رقابت است ولی کمی که پیش می‌رود و زمان می‌گذرد، از حالت رقابت خارج می‌شود و رقابت عملاً غیرممکن می‌شود (همان‌گونه که در خصوص شرکت‌های بزرگی چون گوگل، توتال و ... رخ داده است)؛ زیرا به مرور زمان فاصله‌های ناشی از رقابت افزایش پیدا می‌کند و بنگاه‌های ضعیف عقب می‌مانند و شکست می‌خورند و مجبورند اجیر بنگاه‌های دیگر شوند.


در این حالت رشد ایجاد می‌شود ولی ثمرات آن نصیب درصد کمی که جلو رفته‌اند می‌شود. اگر این روند ادامه پیدا کند آنگاه کارگرها توان تقاضایشان کمتر و کمتر خواهد شد و این منجر به رکود و در نتیجه بحران اقتصادی خواهد شد. این همان چیزی است که مالتوس در نظریه بحران خود به آن اشاره دارد. مارکس نیز مبتنی بر این نظریه، بحران را پیش‌بینی کرد و گفت اولین جایی که این بحران رخ خواهد داد آلمان و انگلیس است. البته این پیش‌بینی مارکس به وقوع نپیوست. اینجا بود که نئومارکسیست‌ها آمدند و از نظر مارکس دفاع کردند. گفتند اگر دنیا محدود به اروپا بود حرف مارکس به وقوع می‌پیوست ولی سرمایه‌داران زرنگی کرده و سراغ سایر نقاط دنیا رفته و برای خود بازار مصرف پیدا کردند. به کارگران خود دستمزد حداقلی می‌دادند و بقیه کالاها را در سایر بازارها می‌فروختند.


در اینجا لازم است به این مطلب هم اشاره کنم که اسلام سنگ بنای سرمایه‌داری که اصالت نفع شخصی است را قبول ندارد. در اسلام حب ذات مطرح است که چیز دیگری است و با اصالت نفع شخصی تفاوت دارد. حب ذات وقتی وارد اقتصاد می‌شود نتیجه‌اش پیگیری نفع من به همراه نفع شما می‌شود. حب ذات اقتضاء می‌کند که من به شما ایثار کنم تا در حیات ابدی از آن بهره ببرم ولی اصالت نفع شخصی همه را برای شخص می‌خواهد و برای دیگران ارزش و اعتباری قائل نیست. حب ذات غیر از اصالت نفع شخصی است و وقتی به میان می‌آید دستورات اسلام را نتیجه می‌دهد. یک شهید بر اساس حب ذات شهید می‌شود؛ چون می‌خواهد به خداوند ملحق شود. او خودش را دوست دارد و می‌خواهد به کمال برسد.

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما