آیا برابری همانند عدالت یک ارزش مستقل است؟

1405-03-26

ارزشمندی برابری مشروط است؛ لذا برابری از آن جهت که برابری است، مثل عدالت از آن جهت که عدالت است، نمیتوانیم برای آن ارزشمندی قائل باشیم. نه ارزشمندی کارکردی دارد، نه ارزشمندی اخلاقی

حجت الاسلام و المسلمین احمد واعظی در دومین جلسه از فصل دوم درس گفتار «عدالت اجتماعی» که 30 مهر ماه سال 1404 برگزار شد به تبیین مدعای خود مبنی بر اینکه برابری به ماهو برابری ارزشمندی ندارد، پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود

از آیا میتوانیم برابری را یک هنجار و یک ارزش مستقل و مطلق بدانیم؟ مستقل از عدالت و در عرضِ عدالت؟ نه ارزشی مشروط به شرایط. ما هیچ وقت برای عدالت و ارزشمندیِ عدالت شرط نمیگذاریم. نمی‌پرسیم موضوعش چیست، راجع به چیست، کدام مورد، در کدام زمینه. میگوییم اگر چیزی عدالت بود، الزام آور و نیکوست. نمی‌پرسیم حالا عدالت در چه زمینهای، در چه موضوعی، در رابطه با چیست، عدالت راجع به چیست؟


انواع ارزشمندی


در بحث خیلی اصرار نداریم که هر جا در خصوص برابری و نابرابری صحبت میکنیم، مراد ارزشمندی اخلاقی باشد. یعنی وقتی میگوییم یک هنجار موجه یا ناموجه، نااخلاقی و اخلاقی، اعم از آن اخلاقیِ مصطلح است. ارزشمندی اخلاقیِ مصطلح آن است که فاعلِ آن فعل یا ملتزم به آن ارزش، استحقاق مدح و تحسین پیدا کند. ضد ارزش اخلاقی یا چیزی که نااخلاقی است (در معنای مصطلح) یعنی فاعلِ آن فعل، مستحق مذمت و سرزنش است. این میشود ارزشمندی اخلاقی. همانطور که بی عدالتی فاقد ارزشمندی اخلاقی و ضد اخلاق است؛ یعنی مرتکب بی عدالتی نزد عقلا مذمت و سرزنش می‌شود. این بار منفی اخلاقی دارد.


ارزشمندی کارکردی یعنی انسانها یک چیزهایی را در جامعه یک سری امور را به دلیل کارکاردهای مثتبی که دارند به عنوان ارزش، به عنوان ارزش اخلاقی باور میکنند، می‌پذیرند و تصدیق میکنند. مانند اینکه بی نظمی اجتماعی، برهم زدن نظم اجتماعی یک امر ناموجهی است؛ برقراری نظم اجتماعی، التزام به نظم اجتماعی موجه است، یک ارزش است. اما آزادی یک ارزش است، ولی لزوماً ارزش اخلاقی نیست. مدارا، اهل تساهل و تسامح بودن و اجازه دادن نسبت به اینکه افراد در آن حیطه به اصطلاح زندگی فردی خودشان انتخابگر باشند - ما نخواهیم خیلی مداخلهگر باشیم در سلیقهها و علایق مردم در همه چیز - این تساهل و تسامح یک ارزش اجتماعی است. خوب نیست آدم یا حکومتی یا هر صاحب قدرتی در جزء به جزء رفتارها و انتخابهای افراد بخواهد مداخله کند. این یک ارزش اجتماعی است، اما ارزشمندیاش کارکردی است. این ارزشمندی، مثل عدالت و التزام به عدالت و مسئله بیعدالتی نیست.


برابری فاقد ارزشمندی


حالا بنده ادعام این است: برابری از آن جهت که برابریست، مثل عدالت از آن جهت که عدالت است، نمیتوانیم برای آن ارزشمندی قائل باشیم؛ نه ارزشمندی کارکردی دارد، نه ارزشمندی اخلاقی. به تعبیر دیگر، اصلاً ارزشمندی ندارد که شما بخواهید بروید سراغ اینکه ارزشمندی آن اخلاقی است یا نیست.
اگر برابری در مواردی ارزشمندی داشته باشد، ارزشمندی مشروطه است. مشروط به اینکه در چه زمینهای باشد، در چه موردی باشد و چه جهاتی برابری را الزام آور کند. یعنی باید یک بیرون از حریم خود برابری، چیزهایی باشد که ما را ملزم کند به اعتنا به برابری. خود برابری بِما هُوَ برابری فاقد ظرفیت و توان ارزشمندی است که بخواهد الزامی را متوجه ما کند. این اصل ادعای بنده است.

استدلال اول


مثالهای فراوانی میشود زد که در آنها برابری بتواند در قالبهای مختلف ظهور پیدا کند و تبعات و پیامدهای کاملاً متضاد و متفاوتی داشته باشد، و در همه این قالبها شما التزام به برابری داشتید؛ یعنی برابری را رعایت کردید، حال آنکه بستگی دارد برابری را در چه قالبی رعایت کنید، تبعاتش خیلی متفاوت میشود. مثلاً فرض کنید یک لشکر، یک نیروی نظامی آمده بر اهالی یک شهر غالب شده است. ارتش در اینجا میتواند تعداد متنوعی اقدام را نسبت به مردم این شهر اعمال کند، به گونه ای که همه آن اقدامات به طور برابر باشد، اما پیامدها و نتایج به لحاظ ارزش‌داوری و قضاوت اخلاقی متفاوت خواهد داشت. مثلاً میتواند همه را بکشد به طور برابر، برابری را رعایت کرده، همه را به طور برابر حیاتشان را سلب کرده. میتواند با کرامت همه را آزاد کند، اصلاً شهر را تخلیه کند و برگردد این هم برابری را رعایت کرده. می‌تواند همه را به بردگی بگیرد. می‌تواند به طور برابر از هر خانواده یک نفر را بکشد. به طور برابر از هر خانواده یک نفر را به بردگی بگیرد. در حالی که ارزش‌داوری نسبت به اینها یکسان نیست؛ در بعضی میگوییم چه کار خوبی کردند، در بعضی میگوییم چه کار بدی کردند اما درعین حال برابری رعایت شده. پس برابریِ بِما هُوَ برابری هیچ بار ارزشی ندارد.

استدلال دوم


اساساً برخلاف عدالت یا برخی دیگر از ارزشها مثل خود آزادی، تساهل، تسامح، نُرمها و ارزشهای اجتماعی جهت دهیِ رفتار می‌کنند. یعنی می‌توانند تعیّن بخش رفتار باشند، می‌توانند در سیاستگذاری اجتماعی و انتخاب گزینه‌ها اقدام نقش آفرین باشند. مثلاً اینکه شما بپذیرید تساهل و تسامح را، آن وقت در سیاستگذاری اجتماعی در ساحتهای مختلف به شما جهت میدهد. عدالت را اگر به عنوان یک ارزش اجتماعی بپذیرید، در حوزه‌های مختلف انتخابگری شما نسبت به گزینهها، رفتارها و سیاستگذاریها به شما جهت میدهد و عدالت را از بی‌عدالتی باز میشناسید.


اما برابریِ بما هُوَ برابری، خود برابری فاقد قدرت تعیین کنندگی و جهت دهی است و نمی‌تواند در سیاست اجتماعی یا انتخاب گزینه‌ها اقدام برای شما نقش آفرین باشد. دلیلش هم همین است که شما گزینه‌ها متعددی دارید. این استدلال دوم به نحو ترتّبی مترتب بر آن ویژگی اول میشود. چون گزینه‌ها اقدام فراوانی هست که می‌توانید به طور برابر اعمال کنید، پس در مقام انتخاب، در مقام سیاستگذاری، در مقام تدبیر جامعه، در میان انتخاب بین تدابیر متصور، برابری نمی‌تواند به شما کمک کند، چون برابری با گزینه‌ها متعددی همراه میشود و قابل اجراست.

به عنوان نمونه شما به عنوان سیاستگذار می‌خواهید انتخاب کنید یارانه نقدی بدهید یا معادل آن را کالابرگ بدهید. برابریِ بما هُوَ برابری هیچ نقش تعیین کننده‌ای به جهت این نخواهد داشت. چرا؟ چون هر دو گزینه را به شکل برابر می‌توانید اعمال کنید. بله استدلالهای دیگری میتواند تعیین کننده باشد؛ مثلاً میگویند وقتی نقدی بدهیم، کاهش ارزش پول ملی را به دنبال دارد، حجم نقدینگی را زیاد میکند. اما اگر کالابرگ بدهید، به تولید کمک میکند و چرخه تولید میچرخد. وقتی به جای پول نقد، کالا بدهید، طرف حتماً جنس میخرد و به تولید جامعه کمک میکند. توجه می‌کنید که برابری هیچ لسان استدلالی و لسان جهت دهی و تعیین کنندگی نسبت به گزینه‌ها شما نخواهد داشت.

مثال دیگر: آیا ما سهمیه بنزین را بر اساس ماشین بدهیم به هر ماشینی در ماه مثلاً شصت لیتر بنزین سهمیه‌ای یا به هر شخص هرچند صاحب ماشین نباشد شصت لیتر بنزین سهمیه بدهیم که بتواند سهمیه خودش را اگر خواست در ماشین خودش بریزد یا بفروشد. توجه می‌کنید که هر دو گزینه با برابری سازگار است. اگر بنا شد به هر ماشینی شصت لیتر سهمیه ماهانه بدهید، به طور برابر برابری را رعایت کردید (اینطور نبوده که بعضی ماشینها را بدهیم و بعضی را نه). اگر به هر شخص ایرانی (ماشین داشته باشد یا نه) سهمیه بدهید، باز هم به طور برابر برابری رعایت شده. ولی این برابری نمی‌تواند لسان تعیین کنندگی داشته باشد، کمکی به حال شما در انتخابگری نمیکند. در حالی که ارزشهای اجتماعی دیگر هستند که به انتخابها، سیاستها و تدابیر جهت می‌دهند.

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما