آیا علم پزشکی تغییر جنسیت را تأیید میکند؟
1405-03-16
بر اساس شاخصهای رایج پزشکی، جنسیت افراد با معیارهایی همچون کروموزوم، دستگاه تولیدمثل و هورمونهای جنسی تعیین میشود؛ معیارهایی که به اعتقاد برخی متخصصان، با تغییرات ظاهری ناشی از جراحی دگرگون نمیشوند.
آیت الله حبیبی تبار در درس خارج «فقه تغییر جنسیت» به موضوع جنسیت و عرف خاص پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.
عرف پزشکی و جنسیت
در مسئلۀ جنسیت طبعاً دانش پزشکی متکفل نظر عرف خاص است. دانش پزشکی ملاکاتی را برای تعیین جنسیت مطرح میکند. اگر کروموزوم در شخص به صورت «xy» باشد، دستگاه تناسلی مردانه داشته باشد، در او هورمونهای مردانه وجود داشته باشد و توانایی تولید اسپرم داشته باشد، از منظر پزشکی آن فرد مرد است. در مورد بانوان نیز دانش پزشکی معتقد است اگر کروموزوم فرد «xx» باشد، دستگاه تناسلی زنانه داشته باشد، رحم و تخمدان داشته باشد، بدن او هورمونهای زنانه تولید کند، چنین فردی مؤنث است.
براساس این مبنا مثلا اگر در مورد مردی که با اعمال جراحی مختلف ظاهر خود را تغییر داده و هورمونهای زنانه را دائماً به خود تزریق میکند، از پزشکان جنسیت او را بپرسیم، در پاسخ گفته میشود که همچنان کروموزوم این فرد «xy» است و دستگاه تناسلی مردانه او با عمل جراحی از بین رفته اما دستگاه تناسلی زنانه نیز ندارد. همچنین در مورد هورمونهای او میگوید اگر تزریق دائمی هورمونهای زنانه نباشد، بدن او همچنان هورمون مردانه تولید میکند. در مورد زنی که ظاهر خود را شبیه مردان کرده، امر به همین منوال است؛ یعنی از منظر پزشکی کروموزوم آن فرد همچنان «xx» است و دستگاه تناسلی زنانه را از بین برده و آلت تناسلی مردانه تصنعی قرار داده است. همچنین هیچکدام از دستگاه تولید مثل مؤنث و مذکر را ندارد و در صورت توقف تزریق هورمونهای مردانه، بدن او همچنان هورمون زنانه تولید میکند.
بنابراین از منظر پزشکی شاخصهای زنانگی و مردانگی، بعد از تغییر جنسیت منطبق بر فرد نیست و او همچنان بر وضعیت قبل از عمل جراحی خود باقی است و پزشکان نمیتوانند تصدیق کنند که به لحاظ فیزیکی، فرد پس از عمل جراحی وضعیت جدیدی پیدا کرده است.
تفاوت ملاک در افراد ترنس
لازم به ذکر است که اخیراً نظر متفاوتی دربارۀ ملاکهای جنسیت در پدیدۀ ترنس ذکر شده است. این نظریه معتقد است که با پدیدۀ ترنس نباید از جهت فیزیولوژی مواجهه داشت بلکه میبایست از نظر روحی و روانی در این باره شاخصگذاری کرد. طبق این مبنا شخصی که ترنس است، از نظر فکری خود را جنس مخالف میپندارد و همین اعتقاد مبنای تعیین جنسیت او قرار میگیرد نه مواردی که پزشکی مطرح میشود مانند آلت تناسلی مردانه یا زنانه، هورمون مردانه یا زنانه و... . بر اساس این مبنا آنچه که معیار تعیین جنسیت افراد ترنس است، تمایلات فرد است حتی اگر ظاهر جسمی او برخلاف تمایلاتش باشد. گفتنی است که اگر تلقّی از این وضعیت، نوعی بیماری باشد و فردی که ظاهر او برخلاف تمایلات و روحیات باطنی وی است بیمار بدانیم؛ به این بیان که این فرد به لحاظ فیزیکی اشکالی ندارد و تنها از نظر روحی بیمار و محتاج درمان است، در این صورت این بحث مطرح میشود که چرا بجای درمان وضعیت روحی این فرد، چندین عمل جراحی انجام داده تا فیزیک ظاهری او را مطابق پندارش کنیم؟
در پاسخ به این سؤال گفته میشود که اگر این وضعیت قابل درمان بود، قطعاً درمان آن اولویت داشت اما تا به امروز و بر اساس دانش بشری، این وضع قابل درمان نیست و تنها راه انجام عمل جراحی و تغییر ظاهر فرد است. برخی از پزشکان و روانپزشکان معتقدند که این بیماری قابلیت درمان دارد و با انجام «شوکدرمانی» میتوان فرد را درمان کرد کما اینکه برخی اطبّا در طب سنتی نیز معتقدند که در طب سنتی این بیماری راهکار درمان دارد اما از آنجایی که این مسائل از حوزه تخصص نگارنده خارج است، به بیان تفصیلی آن نمیپردازیم اما به هر حال اگر ملاک را عرف خاص دانسته و عرف خاص این پدیده را نوعی بیماری تلقی کند، نباید اصل را بر ابقای بیماری بگذاریم. مثلا اگر فردی علاقه به حیوانبودن داشت و در درون خود را انسان نمیپنداشت، آیا میتوان تجویز کرد که این فرد را بخاطر عدم امکان معالجه یا سختی آن، تبدیل به حیوان کرد؟ به این نحو که با عمل جراحی برای او چشم و گوش و دُمی شبیه حیوان درست کرد؟ طبعاً اصل اولی در بیماری بر درمان فرد است نه بر ابقای بیماری او.
گفتنی است که اخیراً مرکز روانشناسی ایالات متحده آمریکا، پدیده تغییر جنسیت را بیماری ندانسته و ترنس را فردی بیمار نمیشناسد بلکه آن را نوعی تمایل جنسی متفاوت در نظر میگیرد. بر اساس این دیدگاه ممکن است ظاهر فردی مردانه باشد در حالیکه باطن وی زنانه است. این یک امر طبیعی است و میبایست سایر افراد جنسیت جدیدی که فرد به آن ایمان دارد را به رسمیت بشناسیم. این دیدگاه معتقد است که جنسیتی که فرد به آن اعتقاد دارد، همان جنسیت واقعی اوست ولذا اصلاً نیازی به انجام عمل جراحی نیست تا ظاهر فرد مطابق باطن وی شود بلکه ملاک همان جنسیتی است که او باور دارد.
بنظر میرسد عدم تلقّی بیماری در پدیدۀ ترنسکشوال، صحیح نبوده و بر اساس دانش پزشکی که عرف خاص در این مسئله محسوب میشود، عدم تطابق ظاهر و تمایلات درونی افراد یک نوع عیب بشمار میرود. در مصاحبۀای که نگارنده با برخی از این افراد انجام داده است، اذعان شد که علیرغم تغییر ظاهر فرد با عمل جراحی احساس لذت جنسی آنان از ناحیه اندام جنسی سابق خود است نه از اندامی که برای آنان ساخته شده است. این مهم نشانگر این است که فرد همچنان بر حالت سابق خود باقی است و تغییر جنسیت او در حقیقت صرف تغییر ظاهر بوده است نه تغییر حقیقت جنسیت.