بازاندیشی در مرجعیت زنان در فقه معاصر (5)

1405-04-02

آیه‌ی شریفه 34 سوره نساء ناظر به حوزه‌ی «وظیفه» است، نه «فضیلت». قوامیّت به معنای سرپرستی مادّی است، نه قوامیّت علمی یا روحی؛ بنابراین در آیه، هیچ اشاره‌ای به توان علمی وجود ندارد

آیت الله محسن فقیهی در چهارمین جلسه از درس خارج «فقه معاصر» که در تاریخ 22 مهر ماه سال 1404 برگزار شد به موضوع بررسی ادلّه قائلان به اشتراط ذکوریت بامحوریت آیه 34 سوره نساء پرداخت که در ادامه به بخش نخست آن اشاره می شود.

قال الله الحکیم: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»

این آیه شریفه محور بحث امروز در فقه معاصر است؛ و از آن، گاه برای اثبات و گاه برای نفی صلاحیت زنان در مرجعیّت و اجتهاد استفاده شده است. برخی از فقها استدلال کرده‌اند که چون «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَى النِّساءِ» هستند، پس زنان نمی‌توانند در مقام مرجع تقلید قرار گیرند. ازاین‌رو لازم است معنای دقیق «قَوّامون» و «بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ» تبیین شود.

بررسی مفهوم «قَوّامون»


در تفسیر واژه «قَوّامون» دو دیدگاه عمده در میان مفسران وجود دارد:

1. دیدگاه اوّل: قَوّام به معنای کسی است که تدبیر و مدیریت و عقل او بر دیگری فائق است. بنا بر این تفسیر، آیه شریفه بیانگر نوعی برتری عقلانی و تدبیری مردان نسبت به زنان است.

2. دیدگاه دوّم: قَوّام به معنای قائم به کار، متکفّل و مسئول در امور زندگی و معیشت خانواده است، یعنی کسی که وظیفه‌ی اداره‌ی مادّی خانواده بر عهده اوست. طبق این دیدگاه، آیه ناظر به قدرت بدنی و مسئولیت اقتصادی مرد در محیط خانواده است، نه برتری عقلی یا علمی او.

گستره‌ی دلالت آیه


سؤال مهم این است که آیا آیه ناظر به طبیعت مرد و زن است یعنی مطلق مردان بر مطلق زنان قوامیّت دارند، یا اینکه شأن نزول و سیاق آیه نشان می‌دهد مقصود رابطه‌ی شوهر و همسر است؟

با توجه به سیاق آیه به‌ویژه تعابیری مانند: بِما «أَنفَقوا مِن أموالِهم» و نیز «فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلغَیبِ بِما حَفِظَ اللّهُ»؛ به‌وضوح معلوم می‌شود که موضوع آیه، زندگی زناشویی و روابط زوج و زوجه است، نه مقایسه‌ی عام میان دو جنس زن و مرد. لذا این آیه ارتباطی با برتری علمی و عقلی مردان بر زنان ندارد.

اقوال مفسران در تفسیر آیه شریفه

الف) علامه طباطبایی (قدس سره) می‌فرمایند: قوله تعالى: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» القيم‌ هو الذي يقوم بأمر غيره، و القوام و القيام مبالغة منه. و المراد «بما فضل الله بعضهم على بعض» هو ما يفضل و يزيد فيه الرجال بحسب الطبع على النساء، و هو زيادة قوة التعقّل فيهم».

نظریه نخست، نظریه‌ی علامه طباطبایی است که جمعی از مفسّران نیز از ایشان پیروی کرده‌اند. بر اساس این دیدگاه، واژه‌ی «قَوّامون» به معنای قائم به تدبیر و اداره‌ی امور است، و مراد از قوامیّت مرد، برتری او در قوّه‌ی تعقّل، تدبیر و درایت در شئون زندگی نسبت به زن می‌باشد. به تعبیر دیگر، مردان به‌جهت ویژگی‌های طبیعی و روانی، در عرصه‌ی تدبیر و مدیریت توان‌مندتر دانسته شده‌اند.

البته این ادعا ناظر به واقعیت خارجی و قابل بررسی تجربی است و از این جهت، می‌تواند موضوع تحقیق در علوم زیستی و عصب‌پژوهی باشد؛ چراکه باید دید آیا واقعاً میان مغز مرد و زن تفاوتی ساختاری یا عملکردی وجود دارد که بتواند منشأ این برتری در تدبیر و عقلانیت باشد یا خیر؟ اگر از نظر علوم پزشکی و عصب‌شناسی تفاوتی در ساختار مغزی وجود داشته باشد، می‌تواند مؤیّد برداشت مذکور از آیه باشد، و اگر تفاوتی مشاهده نشود، این تفسیر نیازمند بازنگری است.

به همین جهت، پرسش اصلی این است که آیا از آیه‌ی شریفه می‌توان استفاده کرد که مردان از جهت علمی و عقلانی بر زنان برتری دارند؟ یا اینکه آیه تنها به برتری در حوزه‌ی مسؤولیت‌های اجرایی و اقتصادی اشاره دارد؟ بر اساس نظر علامه، قوامیّت مرد ناشی از زیادت قوّه تعقّل و تدبیر آنان نسبت به زنان است؛ یعنی طبیعت مردانه از حیث تعقّل و استقامت فکری، بر زن ترجیح دارد.
توضیح: علامه این برتری را ذاتی و طبیعی دانسته و ناظر به تفاوت عقلانی میان دو جنس تفسیر می‌کند، نه صرفاً نقش خانوادگی.

آیت‌الله گلپایگانی (قدس سره) در تایید علامه می‌فرماید: قوله تعالى «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء»، فإنه ظاهر في قيموميّة الرجال على النساء، ولازمها سلطنة الرجال وحكومتهم عليهن دون العكس. فإن قيل: الآية واردة في مورد الزوجين. قلنا: وهل يجوز أن لاتكون المرأة ذات سلطنة في شئونها مع زوجها، وتكون لها السلطنة في خارج دارها وعلى غير زوجها من الرجال؟ فإن قيل: الآية المباركة تنفي ولاية النساء على الرجال، وأي مانع من ولاية المرأة على النساء؟ أمكن الجواب: بأن ذلك مقتضى الإجماع المركّب.

به نظر ایشان مردان به جهت قدرت بدنی، تدبیر و عقل، قوام بر زنان دارند و شأن زن در خانه است، نه در عرصه‌ی مرجعیّت یا قضاوت. ایشان مرجعیّت و قضاوت زنان را جایز نمی‌دانند و بر «اجماع مرکّب» نیز تکیه کرده‌اند. امّا چنان‌که گفتیم، این استدلال، به استناد این آیه، صحیح نیست؛ زیرا آیه در فضای خانوادگی نازل شده و ناظر به مرجعیّت دینی یا علمی نیست.

ب) آیت‌الله مکارم شیرازی (دامت برکاته) می‌فرماید: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ» مردان سرپرست و خدمتگزار زنان هستند- براى توضيح اين جمله‌ بايد توجه داشت كه خانواده يك واحد كوچك اجتماعى است و همانند يك اجتماع بزرگ بايد رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد، زيرا رهبرى و سرپرستى دستجمعى كه زن و مرد مشتركا آن را به عهده بگيرند مفهومى ندارد در نتيجه مرد يا زن يكى بايد" رئيس" خانواده و ديگرى" معاون" و تحت نظارت او باشد، قرآن در اينجا تصريح مى‌كند كه مقام سرپرستى بايد به مرد داده شود (اشتباه نشود منظور از اين تعبير استبداد و اجحاف و تعدى نيست بلكه منظور رهبرى واحد منظم با توجه به مسئوليتها و مشورت‌هاى لازم است).

به نظر ایشان، قوامیّت مرد به سبب نفقه، مسکن، و مسؤولیت خانوادگی است، نه برتری عقلی یا علمی. ایشان تأکید دارند که هر نظام و خانواده‌ای نیاز به سرپرست دارد، و این وظیفه به‌جهت قدرت بدنی و توان کار بیشتر بر عهده‌ی مرد نهاده شده است، نه به‌سبب فضیلت علمی.

ج) آیت‌الله جوادی آملی (دام ظله) می‌فرمایند: آیه شریفه «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» مربوط به زن در مقابل شوهر است، نه زن در برابر مرد به طور مطلق. نگویید مرد و زن؛ بلکه بحث در مورد زن و شوهر است، یعنی در حوزه روابط خانوادگی و زناشویی. در آنجا مرد وظیفه دارد کارهای سنگین را بر عهده بگیرد، زیرا مسئولیت اداره خانواده بر دوش او نهاده شده است و او باید امور دشوار زندگی را انجام دهد.

به نظر ما این تفسیر با سیاق آیه و صدر و ذیل آن سازگارتر است؛ زیرا جمله‌ی ﴿بما أنفقوا من أموالهم﴾ روشن می‌سازد که سخن از مسئولیت معیشتی مرد در زندگی خانوادگی است.

نکته در باب مرجعیّت و پیروی


مسئله‌ی مرجعیّت تقلید، از سنخ تبعیّت شخصی نیست؛ بلکه تبعیّت علمی و تخصّصی است. یعنی مرجع تقلید همانند یک متخصّص در علم فقه، نظر کارشناسی خود را اعلام می‌کند و مقلّدان، به جهت اعتماد به تخصّص او، از رأی فقهی وی تبعیّت می‌کنند؛ خواه آن متخصّص مرد باشد یا زن.
بنابراین، نمی‌توان از آیه‌ی «الرِّجال قَوّامون النِّساء» برای نفی صلاحیت علمی یا فقهی زنان استفاده کرد، زیرا بحث قوامیّت در این آیه، مربوط به اداره‌ی زندگی خانوادگی است، نه مرجعیّت علمی و دینی.

آیا زن می‌تواند بر زن مرجع باشد؟

نکته‌ی دیگر این است که حتی اگر کسی بخواهد با تعصب و اصرار، آیه‌ی «الرِّجال قَوّامونَ عَلَی النِّساءِ» را بر عموم زن و مرد حمل کند و از آن، قوامیّت عام مردان بر زنان را بفهمد، نهایتِ دلالت آن این خواهد بود که زن‌ها بر مردها نمی‌توانند حاکم باشند؛ امّا پرسش این است که آیا زنان بر زنان هم نمی‌توانند قوام یا مرجع باشند؟

فرض کنید زنی در فقه تخصّص دارد و می‌گوید:«من در مسائل حیض و استحاضه و نفاس، متخصّص هستم. لمعه و مکاسب را خوانده‌ام، متون فقهی را بررسی کرده‌ام، و از بسیاری از مردان در این موضوعات دقیق‌تر می‌فهمم» آیا در چنین مواردی، می‌توان گفت که زنان نمی‌توانند در میان زنان، مرجع علمی باشند؟ مثلاً در مسائل مربوط به حیض، نفاس و جنابت، چه کسی بهتر می‌تواند حالات زن را درک کند؟ زن یا مرد؟


وقتی از شما سؤال شود که آیا زنان محتلم می‌شوند یا نه، و در چه شرایطی محتلم می‌شوند، مسلّماً زنان خود بهتر این امور را می‌فهمند. مردها این مسائل را از بیرون می‌فهمند و درک تجربی ندارند؛ پس چه اشکالی دارد که بگوییم در برخی از ابواب فقهی، زنان تخصّص دقیق‌تر و عمیق‌تری دارند؟ این از شئون همان تخصّص فقهی است، نه از شئون قوامیّت خانوادگی. و از آیه‌ی ﴿الرِّجال قَوّامون عَلَی النِّساءِ﴾ هیچ‌گاه نمی‌توان استفاده کرد که زنان، در مسائل زنانگی و احکام اختصاصیِ زنان، نمی‌توانند از مردان پیشتاز باشند. چون ملاک آیه، ﴿بِما أَنفَقوا مِن أموالهم﴾ است؛ یعنی اگر مرد در خانواده متکفّل انفاق نباشد، قوامیّتی هم بر زن ندارد. پس قوامیّت تابع انفاق است، نه تابع عقل یا علم.

بنابراین دو نظریه‌ی اصلی در این بحث وجود دارد:

• نظریه‌ی اوّل (علامه طباطبایی، آیت‌الله گلپایگانی و برخی دیگر): مردان قوام‌اند بر زنان، زیرا قوّه‌ی تعقّل و تدبیر در ایشان بیشتر است؛ ازاین‌رو، آنان در اداره‌ی خانواده و جامعه برترند.

• نظریه‌ی دوّم (آیات جوادی آملی، مکارم شیرازی، سبحانی و دیگران): قوامیّت مرد در آیه، فقط ناظر به وظایف خانوادگی و اقتصادی است؛ هیچ دلالتی بر برتری علمی یا عقلانی ندارد.

به نظر ما نظریه‌ی دوّم صائب است، زیرا آیه‌ی شریفه ناظر به حوزه‌ی «وظیفه» است، نه «فضیلت». قوامیّت به معنای سرپرستی مادّی است، نه قوامیّت علمی یا روحی. در آیه، هیچ اشاره‌ای به توان علمی وجود ندارد. در علم و اجتهاد، ملاک، علمیّت و استدلال است، نه جنسیّت. ممکن است در مسابقات علمی گاهی مردها پیشی بگیرند، گاهی زنان، و چه‌بسا ثابت شود که زنان در برخی عرصه‌ها از مردان توانمندترند. امّا در قدرت بدنی، بله، معمولاً مردان در کشتی، وزنه‌برداری و فوتبال قوی‌ترند؛ ولی این تفاوت طبیعی، هیچ ربطی به صلاحیت علمی و اجتهادی ندارد. دلیل عقلی و نقلی بر برتری علمی مردان وجود ندارد.

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما