بررسی ادله وجوب دفع منکر و پیشگیری از جرم

1403-12-23

در ادامه آیه خداوند متعال از لزوم «امر به معروف» سخن می‌گوید. امر به معروف به معنای تشویق و ترغیب و امر کردن دیگران به انجام واجبات و مستحبات الهی است که این معنا با جلوگیری از تحقق جرائم همسو و موافق است. زیرا شمول چنین خطابی نسبت به کسانی که «معروف» یعنی واجبات و مستحبات را انجام می‌دهند لغو و تحصیل حاصل است

آیت الله محسن فقیهی در درس خارج «پیشگیری از جرم» به موضوع بررسی ادله وجوب  دفع منکر پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود. 
فقهای عظام نسبت به وجوب رفع منکر بعد از تحقق آن و نهی کردن از آن اتفاق نظر دارند. آیات و روایات زیادی در این مورد وجود دارد که به حدّ استفاضه می‌رسد. اما در مورد دفع منکر و جلوگیری از تحقق جرم قبل از پیدایش آن اختلاف نظر وجود دارد که در فصل قبل نیز به آن اشاره شد. در این فصل به بیان ادله وجوب دفع منکر پرداخته و دلائل کسانی که قائل به عدم وجوب دفع منکر هستند را بررسی خواهیم کرد. 



دفع منکر در آیات قرآن کریم
 

1. آیه نهی از منکر



وَلْتَكُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ۚ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. این آیه که اصلی‌ترین مستمسک برای امر به معروف و نهی از منکر است، دلالت بر لزوم دفع منکر دارد. در این آیه شریفه خداوند متعال از ضرورت  وجود عده‌ای که مردم را دعوت به خیر کنند، سخن می‌گوید. دعوت به خیر و نیکی قطعاً شامل دفع منکر می‌شود به این بیان که لازم است عده‌ای مردم را دعوت به خیر و انجام وجبات و ترک محرمات کرده تا مردم جامعه از همان ابتدا مبتلا به معاصی و جرائم نشوند و در زمینه ارتکاب معاصی پیشگیری صورت بگیرد.  

در ادامه آیه خداوند متعال از لزوم «امر به معروف» سخن می‌گوید. امر به معروف به معنای تشویق و ترغیب و امر کردن دیگران به انجام واجبات و مستحبات الهی است که این معنا با جلوگیری از تحقق جرائم همسو و موافق است. زیرا شمول چنین خطابی نسبت به کسانی که «معروف» یعنی واجبات و مستحبات را انجام می‌دهند لغو و تحصیل حاصل است. چرا که چنین افرادی به خودی خود در حال انجام معروف هستند و نیازی به امر به معروف ندارند. مگر اینکه به جهت انجام بیشتر خیرات و حسنات چنین خطابی شامل آنان بشود. پس ضرورت اقتضا می‌کند که مخاطبین این آیه کسانی باشند که معروف را انجام نمی‌دهند و لازم باشد جهت انجام آن به ایشان امر شود.

در ادامه آیه سخن از ضرورت «نهی از منکر» مطرح می‌شود. نهی کردن به معنای بازداشتن فرد از انجام کار است که این معنا شامل دو فرد می‌شود:

الف) فردی که مشغول انجام گناه است یا از انجام آن فارغ شده است. چیزی که از  آن به رفع المنکر تعبیر می‌شود که در مورد لزوم نهی از آن اختلافی بین فقهای شیعه نیست و همه فقها نهی از گناهی که واقع شده را، همراه با رعایت شرایط، لازم می‌دانند.  

ب)  فردی که هنوز مشغول انجام گناه نشده  اما قصد ارتکاب گناه را داشته و مقدمات مشرف به آن را فراهم کرده. چنین فردی قطعاً یکی از مصادیق نهی از منکر است که باید او را نهی کرد و از انجام حرام باز داشت؛ به عنوان مثال فرض کنید شخصی وارد اتاقی می‌شود و عده‌ای را می‌بیند که بساط لهو و لعب، انواع آلات قمار و شرط بندی، انواع مشروبات حرام را در اختیار دارند و قصد انجام فسق و معصیت دارند. آیا به صرف اینکه هنوز منکری از این افراد سر نزده و نهی از منکر در حق آنان صدق نمی‌کند، می‌توان گفت نهی از منکر واجب نیست؟ آیا باید صبر کرد تا این افراد مبتلا به انواع فسق و فجور شده تا بعد آنان را از منکر نهی کرد؟ قطعاً نمی‌توان به چنین اموری ملتزم شد. زیرا نهی از منکر کما اینکه در حق کسی که منکر را انجام داده صدق می‌کند، در حق چنین افرادی نیز صادق است. کما اینکه در موارد امر به معروف قبل از اینکه شخص مکلف به واجبی شود و قبل از اینکه واجبی را انجام دهد، امر به معروف در مورد او صادق است. به عنوان مثال اگر قبل از موقع اذان فردی را به انجام نماز اول وقت توصیه کرده یا بعد از اذان که تکلیف بر عهده او آمده او را به خواندن نماز توصیه  نماییم، در همه این موارد امر به معروف صادق بوده  ولو اینکه هنوز فعل انجام نشده. در موارد نهی از منکر نیز همینطور است. اگر بعد از انجام گناه فردی را از منکر باز داریم، نهی از منکر در حق او صادق است، قبل از انجام منکر نیز اگر فردی را از انجام آن باز داریم، نهی از منکر صادق خواهد بود.  به تعبیر دیگر نهی از منکر به معنای نهی از منکر موجود نیست بلکه به معنای نهی از طبیعت چیزی است که مبغوض خداوند بوده و در شریعت حرام دانسته شده. چه قبل از اینکه طبیعت تحقق پیدا کند و چه بعد از تحقق یافتن آن.   

مرحوم آیت الله گلپایگانی (ره) ضمن بیان این آیه نهی از منکر را به وجوب منع و جلوگیری از انجام گناه معنا کرده اند. عبارت ایشان بدین شرح است:  (ان وجوب المنع اما من جهة ادراجه فی قاعدة النهی عن المنکر او اندراجه فی قاعدة الدعاء الی الخیر)  در لغت، منع به معنای بازداشتن است. «المنع ان تحول بین الرجل و بین الشی الذی یرید ایجاده» یعنی ایجاد فاصله بین شخص و چیزی که قصد تحقق آن را دارد. این معنا به خوبی با وجوب دفع سازگار است. زیرا منع به معنای ممانعت از تحقق فعل منکر است نه اینکه منکر محقق بشود و پس از آن مکلف موظف به رفع آن باشد. طبق این معنا اساساً ظهور اولیه آیه در وجوب دفع و جلوگیری از تحقق آن است. هر چند اختصاصی به دفع نداشته و قطعاً شامل رفع منکر نیز می‌شود. اما به وضوح شامل دفع منکر می‌شود.
 

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما