تربیت ارادی حلقه مفقوده تربیت معاصر / دگرگونی بنیادین در مفهوم آموزش و پرورش
1405-07-23
تربیت مقاومتی نهفقط یک رویکرد، بلکه ساحتی از ابعاد وجودی انسان است. بنابراین روا است که فقیه تربیتی به فقه تربیتی بپردازد. بر اساس منطق دانش و مقتضیات تمدنی و تراث نوصدرایی، افزودن ساحت تربیت مقاومتی امری کاملاً روا، موجَّه و برخاسته از ضرورت است.
حجتالاسلام والمسلمین موسوی در نخستین جلسه از درسگفتار «فقه تربیت مقاومتی» که پنجشنبه، ۹ مهر ماه سال جاری برگزار شد به مقدمات و کلیات این بحث پرداخت که در ادامه به ان اشاره می شود.
در آغاز بحث، لازم است نکاتی در قالب مقدمه جهت تبیین کلیات و مدخل بحث بیان شود. طبیعتاً در این مبحث نیز، همانند سایر مباحث علمی، پس از طی این مقدمات به دورنما و منطق بحث خواهیم رسید. در دورنما، به این مسئله اشاره خواهد شد که مسئله نخست، دوم، سوم، چهارم و پنجم بحث شامل چه مواردی است.
مقدمه نخست
۱. تعریف اجمالی تربیت مقاومتی (مبدأ تصوری)
بهطور اجمالی، تربیت مقاومتی به معنای تربیتی است که هدف و غایت خود را پرورش انسان مقاوم تعریف کرده است. این حوزه، یشعبهای جدید نیست، بلکه بحثی کلان در دل فقه تربیت به شمار میرود. فقه تربیت در معنای فراگیر خود دارای ابواب و شعب گوناگونی نظیر تربیت جنسی و تربیت سیاسی است و یکی از آن ها، تربیت مقاومتی است. از منظری دیگر، از آنجا که تمام اهتمام ما بر بهرهگیری از فقه و شریعت اسلامی است، این مباحث با کتاب الجهاد پیوند مییابد. به بیان دقیقتر، این درس در حقیقت محل تلاقی و پیوند کتاب التربیة و کتاب الجهاد است. برای نمونه، برخی از فقها مباحث امر به معروف و نهی از منکر را ذیل کتاب الجهاد دستهبندی کردهاند. این اقدام یا از سرِ ضیق خناق و احیاناً کمسلیقگی بوده، یا ناشی از این تلقی بوده است که امر به معروف را بخشی از مبارزه اجتماعی و نوعی مقاومت و کنشگریِ اجتماعی میدانستهاند و مفهوم جهاد را در معنای عامِ آن به کار برده و صورتبندی کردهاند.
۲. مفهومشناسی مقاومت بهعنوان امری اضافی
مقاومت به معنای ایستادگی انسانِ بااراده در برابر امری دیگر است. مقاومت مفهومی اضافی و نسبی است. مفهوم اضافی یعنی «بالإضافة إلی الغَیر»؛ امری که بعدها با براهین فلسفی، منطقی و اصولی نیز تبیین خواهد شد. اضافه بودن مقاومت بدین معناست که مقاومت همواره در برابر یک «غیر» رخ می دهد که یا درونی است مانند نفس امّاره و شهوات یا بیرونی است مانند مهاجم بیرونی و شیاطین انسی و جنی.
۳. تمایز میان تربیت مقاومتی و مقاومت تربیتی
ذیل این مقدمه، اصطلاح دیگری نیز مطرح میشود که مشمول این بحث است و آن «مقاومت تربیتی» است. برخلاف تربیت مقاومتی که ترکیب اضافی با مضافِ «تربیت» است، مقاومت تربیتی به معنای مقاومت و پایداری در حوزه تربیت است. بنابراین، تربیت مقاومتی ناظر به پرورش انسان مقاوم بهعنوان غایت تربیت است، در حالی که مقاومت تربیتی ناظر به ثباتقدم و ایستادگی در فرایند تربیتکردن است. طرح مسئله مقاومت تربیتی هرچند اندکی استطرادی به شمار میرود، اما استطرادی مفید و متصل به بحث است؛ زیرا بررسی مقاومتورزیِ عوامل تربیت اعم از خانوادهها، مدارس، نخبگان، حاکمیت و سازمانهای مردمنهاد موضوعی بدیع است که جایگاه دیگری برای بحث تفصیلی درباره آن وجود ندارد. در واقع، مفروض ما این است که در عصر حاضر، تربیت بهواسطه مداخلات فزاینده و سازمانیافته عمدی بسیار دشوار شده است. که در آن، تمدن ضحاکصفتِ مدرن و انسانستیزِ لیبرال مجالی برای انسانیت و هدایت باقی نگذاشته و حتی نظامهای رایج آموزش و پداگوژی مدرن را به ضد خود تبدیل کرده است.
4.تربیت ارادی حلقه مفقوده تربیت معاصر
انسان مقاوم انسان بااراده است و پرورش او در حقیقت همان تربیت ارادی است. متأسفانه مفهوم تربیت ارادی کمتر در مباحث تربیتی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از نوآوریهای برجسته علامه مصباح یزدی در آثاری که در حوزه فلسفه از ایشان گردآوری شده، تأکید بر مبحث تربیت ارادی است؛ موضوعی که از حیث فنی، از شاخصههای اصلی فلسفه تربیت اسلامی در برابر مکاتب رقیب به شمار میرود. آیا گمشده تربیت امروز، صرفاً ایجاد شناخت است؟ امروزه به برکت ابزارهایی چون هوش مصنوعی، نقش ارائهدهنده دانش از انحصار معلم خارج شده است و دسترسی به دادهها و اطلاعات چنان تسهیل شده که سطوح اولیه معرفت و حتی یادگیری عمیق، تحلیل و خودآموزی بهسادگی رخ میدهد؛ بنابراین، حلقه مفقوده تربیت کنونی، شناخت و تصور و تصدیق نیست. از سوی دیگر، تربیت رفتارگرایانه و عادتمحورِ پادگانی در طول تاریخ بهطور گسترده تجربه شده است. در الگوی سهگانه «بینش، گرایش و رفتار»، جامعه بشری تجارب درازدامنی از بینشافزایی، جهتدهی به گرایشها و رفتارسازی را پشت سر گذاشته است؛ با این وجود، پرسش بنیادین این است که در مواجهه با امواج فساد، پورنوکراسی و بمباران اطلاعاتی دنیای معاصر، حلقه مفقوده تربیت کجاست؟ این گمشده اساسی، همانا اراده و تربیت ارادی است.
آسیبشناسی موانع تربیت
به نظر میرسد یکی از حلقههای مفقوده اصلی ما در ساحت «گرایشها» نهفته است؛ بدین معنا که تمرکز جبهه مقابل، بر مهندسی رفتار از طریق تأثیرگذاری بر امیال و عواطف انسانی قرار گرفته است. در حوادث و اغتشاشات، هنگامی که از ضارب پرسیده میشود چرا دهها ضربه به شهید آرمان علیوردی وارد کردی، در پاسخ میگوید در آن لحظه متوجه عملکرد خود نبودم من در تمام طول زندگیام حتی به آزردن مورچهای راضی نبودم، اما نمیدانم چگونه دست به چنین عملی زدم. این امر نشاندهنده دستکاری ساختاریافته در امیال و اراده انسانهاست. خلأ دوم و بسا عمیقتر، مقوله «اراده» است؛ به تعبیر دقیقتر، ارادهورزی در دنیای متزاحم. در شرایط کنونی که چتر تمدن شیطانی لیبرالیستی با مداخلات شدید و پیچیده خود بر مناسبات مسلط شده، برخی مدعی شدهاند که تربیت دینی و صیانت از ایمان ناممکن گشته است. این وضعیت مصداق همان روایات است که حفظ ایمان در آخرالزمان را به نگه داشتن آتش در کف دست تشبیه کردهاند. دقیقاً در چنین بستری است که باید از تربیت ارادی و کاربستِ خوانش صدرایی و نوصدرایی از فلسفه فعلِ انسان و بعد در ساحت فلسفه تربیت از تربیت ارادی سخن گفت.
اگرچه بحث ما در این جلسات کاملاً صبغه فقهی دارد، اما تربیت مقاومتی ناگزیر نگاهی بنیادین به مسئله تربیت ارادی دارد؛ زیرا تربیت انسان مقاوم عیناً به معنای تربیت انسان بااراده است. البته میان تربیت انسان با اراده و تربیت انسان مقاومت از منظر منطقی عام و خاص مطلق یا عام و خاص منوجه دانست. ارادهورزی میتواند لَو خُلی و طَبعَ باشد یا لزوماً ناظر به «غیر» نباشد؛ اما مقاومت، مفهومی اضافی، نسبی و اصطلاحاً غیریتساز است. مقاومت همواره در مواجهه و اصطکاک با یک «غیر» معنا مییابد.
برای نمونه، گزاره «من مقاومت کردم و این دو کاسه غذا را خوردم» فاقد معنای مقاومت است؛ اما گزاره «من مقاومت کردم و از خوردن غذا چشم پوشیدم» بهدرستی دلالت بر مقاومت دارد؛ زیرا در برابر میلی درونی یا مانعی بیرونی پایداری شده است. بنابراین، در دالّ مرکزی و ماده اصلی واژه مقاومت، قید «غیریت» نهفته است.
مقدمه دوم: ضرورت و اهمیت بحث (چهار تقریر)
در مقدمه دوم به تبیین ضرورت و اهمیت طرح فقه تربیت مقاومتی پرداخته میشود که میتوان آن را در چهار تقریر دستهبندی کرد:
تقریر نخست: اصالت اخلاقی و تطور سیاسی مفهوم مقاومت
در شرایط کنونی، مقاومت اولاً و بالذات مفهومی اخلاقی و ثانیاً و بالعرض مفهومی سیاسی است. در ادبیات نظریهپردازان انتقادی غرب (همچون پائولو فریره، مایکل اپل و پیتر مکلارن) و نیز در تراث اصیل اسلامی، مقاومت در اصل خاستگاهی اخلاقی دارد که در منظومه فکری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، امتداد سیاسی یافته است. این فرایند حتی در میان جریانهای پستمدرن و نئومارکسیست غربی و جنبشهای سیاسی جهان (نظیر تجارب آمریکای لاتین یا سلوک زاهدانه و پایداری مهاتما گاندی در هند) نیز تجربه شده است؛ بدینمعنا که مقاومتِ سیاسی بر مبنای زهد، انضباط و استقامت اخلاقی شکل میگیرد.
تقریر دوم: جبران کمکاری در عرصه «تربیت ارادی» و ناکارآمدی الگوهای قرنطینهای
اگر ما در حال توسعه و ترویج فلسفه تربیت اسلامی با خوانش صدرایی و نوصدرایی هستیم، باید اذعان کرد که مفهوم تربیت ارادی بهشدت مورد غفلت قرار گرفته است. نقطه عزیمت ما در هیاهوی تکثرهای ضدفرهنگی موجود، تقویت اراده متربی است. امروزه روشهای سنتی مبتنی بر تلقین مستقیم یا اتخاذ تربیت قرنطینهای کاملاً بیاثر شدهاند؛ زیرا یک کودک خردسال در معرض دسترسیهایی است که پیش از این سابقه نداشته است. امروزه تربیت کردن با انقلاب مفهومی در حال رخ دادن است. بنابراین، صیانت بیرونی دیگر ممکن نیست و تنها راهکار، نیرومند ساختن اراده درونی متربی برای مقاومت و کسب مهارت نه گفتن در برابر موانع و انحرافات است.
تقریر سوم: دگرگونی بنیادین در مفهوم آموزش و پرورش
امروزه در اثر گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، فضای سایبری و هوش مصنوعی، مفهوم تربیت دچار تطور و انقلابی اساسی یا قلب مفهومی شده است. قلب مفهویم به این معنا که در گذشته، تربیت را به معنای هدایتِ برنامهریزیشده و اعمال مداخله مستقیم مربی بر متربی از طریق محدودسازی محیط میدانستند. باید توجه داشت که مراد قلب مفهوم به معنای منفی نیست بلکه در صورت هوشیاری مربی ایجاد تحول مثبت در معنای تربیت است؛ بدینمعنا که بتوان جایگاه فناوریهایی چون هوش مصنوعی را در فرایند تربیت بههوشمندانه تعیین کرد، سهم آن را به رسمیت شناخت و همزمان عوارض آسیبزای آن را مهار نمود.
بر این اساس، تربیت مقاومتی نهفقط یک رویکرد، بلکه ساحتی از ابعاد وجودی انسان است. بنابراین روا است که فقیه تربیتی به فقه تربیتی بپردازد. ممکن از گفته شود چرا باید ساحتی جدید به ساحتهای فقه تربیت افزوده میشود؟ باید گفت ساحتهای پیشین (نظیر تربیت اعتقادی، عبادی، اخلاقی، جنسی، جنسیتی اعم از دخترانه و پسرانه، زیباییشناختی و هنری) همگی بر پایه استقراء و متناسب با اقتضائات شکل گرفتهاند؛ لذا بر اساس منطق دانش و مقتضیات تمدنی و تراث نوصدرایی، افزودن ساحت تربیت مقاومتی امری کاملاً روا، موجَّه و برخاسته از ضرورت است.
تقریر چهارم: پاسخگویی به شرایط عینی جنگ ترکیبی و ادای دِین به جامعه
ضرورت این بحث در شرایط کنونی، ادای دین حوزههای علمیه و فقه تربیت به جامعهای است که چندین دهه در برابر تحریمهای همهجانبه و شدیدترین تهاجمات رسانهای و ترکیبی تاریخ، مقاومت ورزیده و اثبات کرده است که هزینه مقاومت بهمراتب کمتر از سازش است. این تقریر، پاسخی علمی به فداکاری ملت و شهدای این مسیر، بهویژه شهدای مظلوم دانشآموز و رهبری شهید است. اکنون باید نظریهپردازی کنیم که چگونه آموزشوپرورش را مقاومتی کنیم. این مسئله دو سطح دارد: نخست، تربیت مقاومتی؛ یعنی آموزشوپرورش بهگونهای عمل کند که انسانهایی مقاوم تربیت کند. دوم، مقاومت تربیتی؛ یعنی مدرسهها به حلقههای مقاومت و کانونهای مبارزه مقاومتی علیه غیر تبدیل شوند؛ مقابله با تهاجم فرهنگی غیر و تسلیمطلبی در برابر غیر.