تطبیق اهداف بیرونی و درونی مکتب سیاسی اسلام با جنگ رمضان/تبلور عینی فقه سیاسی به واسطه وقوع جنگ

1405-02-05

جنگ فرصتی برای تبلور فقه سیاسی در عرصه عمل شد و چهره واقعی اسلام ناب محمدی در عرصه عمل خود را نشان دهد. به عبارت دیگر جنگ ظرفیت‌های بالقوه کشور و ملت ایران را بالفعل نمود و مباحثی که تحت عنوان اهداف درونی و بیرونی مکتب سیاسی اسلام به صورت تئوری مطرح می‌شد، در این جنگ به صورت واقعی در عرصه‌های مختلف خودش را نشان داد.

حضرت آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم، در درس خارج فقه، به تطبیق مکتب سیاسی اسلام با جنگ رمضان پرداخت و اهداف بیرونی و درونی مکتب سیاسی اسلام را بر اساس وضعیت جنگ رمضان تبیین نمود که در ادامه بیانات ایشان را مشاهده می‌کنید:

بر اساس نظریه «اندیشه مدون»، وقتی در حوزه سیاسی به اسلام مراجعه می‌کنیم، با یک «مکتب» و یک «نظام» مواجه می‌شویم. مکتب مشتمل بر مبانی و اهداف است و نظام بر اساس همان مبانی مکتب ما را به اهداف می‌رساند. به لحاظ تحقق خارجی، مبانی مقدم بر اهداف‌اند؛ یعنی ابتدا باید مبانی در یک جامعه شکل بگیرد تا بر اساس آن، ساختار نظام تحقق پیدا کند و در اثر کارکرد آن نظام، ما به اهداف برسیم. از آنجایی که کشف اهداف در اسلام آسان‌تر است و نوعی اشاره به برخی از مبانی دارد که شاید دستیابی به آن‌ها از منابع اولیه به این سادگی ممکن نباشد در بحث تحقیق و مطالعه علمی ابتدا اهداف را بررسی می‌کنیم و بعد به مبانی می‌پردازیم. اهداف مکتب سیاسی اسلام را می‌توان به دو بخشِ معطوف به درون و معطوف به بیرونِ جامعه اسلامی تقسیم کرد. هدف این مکتب نسبت به درون جامعه، تحقق «توسعه سیاسی» از منظر اسلام است.

مفهوم توسعه در مکاتب گوناگون، تعاریف و تفاسیر متفاوتی دارد. آن تفسیر رایجی که امروزه از توسعه ارائه می‌شود و غالباً بر جنبه‌های اقتصادی (و نه سیاسی) تمرکز دارد، ریشه در مبانی نظام سرمایه‌داری دارد.

اهداف درونی مکتب در جامعه اسلامی

توسعه سیاسی از دیدگاه اسلام، از طریق شش شاخصه اصلی محقق می‌شود:

  1. وحدت سیاسی و انسجام اجتماعی
  2. امنیت سیاسی
  3. توسعه و پیشرفت مادی و معنوی
  4. ثبات دولت
  5. رضایت عمومی
  6. عدالت سیاسی

بسیاری از این شاخص‌ها در جریان جنگ رمضان، روشن‌تر از گذشته تحقق یافته‌اند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها «وحدت سیاسی و انسجام اجتماعی» است که سبب شده ایران بیش از پنج هفته در برابر آمریکا، اسرائیل و برخی دیگر از کشورها ایستادگی کند. این وحدت عامل مهمی در حفظ قدرت و مقاومت کشور در این مدت بوده است.

«امنیت سیاسی» نیز در همین دوره آشکار شد. در حالی که در برخی کشورها حتی تهدیدهای محدود باعث تغییرات سیاسی جدی می‌شود، با وجود حملات و فشارهای متعدد، در ایران با وجود به شهادت رساندن رهبری و مقامات ارشد نظامی چنین اتفاقی رخ نداد و ثبات سیاسی همچنان حفظ شد.

در حوزه «توسعه و پیشرفت مادی و معنوی» نیز توانایی‌های علمی و نظامی کشور بیش از گذشته خود را نشان داد؛ به‌گونه‌ای که حتی دشمنان ایران نیز ناچار به اعتراف به قدرت آن شدند. پیشرفت‌های موشکی و نظامی نمونه‌ای از این توسعه است؛ کشوری که روزگاری توان موشکی محدودی داشت، امروز به سطحی از توانمندی رسیده که توانایی‌های دفاعی و نظامی آن مورد توجه و اعتراف دیگران قرار گرفته است. همچنین «ثبات دولت» به‌عنوان یکی دیگر از شاخص‌ها در این مدت به‌خوبی نمایان بود. این رخدادها نشانه‌هایی از پیشرفت و توسعه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آید و امید می‌رود با حل مشکلات، رضایت عمومی مردم نیز بیش از پیش تحقق پیدا کند.

اهداف بیرونی مکتب در جامعه اسلامی

تثبیت قدرت اسلام در جغرافیای سیاسی جهان

این موضوع در جنگ اخیر به‌خوبی آشکار شد. جهان دریافت که جمهوری اسلامی ایران طی چهل‌وهفت سال گذشته با چه میزان صبر و خویشتنداری انواع فشارها و ظلم‌ها را تحمل کرده، بی‌آنکه از ابزارهای قدرت خود بهره بگیرد. با این حال، شرایطی پدید آمد که طرف مقابل عملا ما را وادار کرد بخشی از این قدرت را آشکار کنیم؛ قدرتی که نشان می‌دهد یکی از شریان‌های مهم اقتصاد جهانی در حوزه‌ای قرار دارد که ما توان تأثیرگذاری بر آن را داریم و در صورت لزوم می‌توانیم با اقدامی محدود، فشار قابل توجهی بر آن وارد کنیم. اگر این جنگ رخ نمی‌داد، به‌طور طبیعی اقداماتی که امروز در ارتباط با تنگه هرمز انجام می‌شود نیز صورت نمی‌گرفت. اما شرایط تحمیل‌شده، ما را ناگزیر به این اقدام کرد.

البته همان‌گونه که پیش‌تر شهید بزرگوار تنگسیری نیز اشاره کرده بود، جمهوری اسلامی ایران سال‌هاست که بر تنگه هرمز اشراف و کنترل دارد؛ با این تفاوت که این کنترل پیش‌تر عمدتاً در حد رصد و آگاهی از رفت‌وآمد شناورها بود. اما امروز نوعی «کنترل هوشمند» بر این گذرگاه مهم دریایی اعمال می‌شود. همین مسئله در مدت کوتاهی موجب شده است که برخی قدرت‌هایی که تا چندی پیش آشکارا از اقدامات آمریکا و اسرائیل حمایت می‌کردند، در مواضع خود تجدیدنظر کنند؛ به‌گونه‌ای که حتی در مواردی محدودیت‌هایی برای آن‌ها ایجاد کرده و هم‌زمان تلاش کرده‌اند ارتباطات و تعاملات خود را با ایران تقویت کنند.

برای نمونه، کشوری مانند اتریش فضای خود را برای آن‌ها محدود می‌کند و پس از آن وزیر خارجه‌اش با وزیر امور خارجه ایران تماس می‌گیرد. طبیعی است آنچه در عرصه عمومی دیده می‌شود با آنچه در پشت صحنه مناسبات دیپلماتیک جریان دارد تفاوت‌هایی داشته باشد. در پسِ این رفتارها، احتمالا این پیام نهفته است که ما نیز در حال انجام اقدامی هستیم و انتظار داریم این مسئله در روابط با ما مورد توجه قرار گیرد. در موارد دیگری نیز می‌توان دید که کشورهایی مانند فرانسه یا حتی انگلیس ـ که در آغاز این ماجرا حمایت‌های آشکاری از مواضع آمریکا داشتند ـ به‌تدریج از آن فضای اولیه فاصله گرفتند.

در مجموع، برخی از مباحثی که پیش‌تر بیشتر در سطح نظری مطرح می‌شد، در جریان این جنگ جلوه‌ای عینی و عملی پیدا کرد و یکی از مهم‌ترین آن‌ها همین مسئله بود.

امروز جایگاه و قدرت اسلام در جغرافیای سیاسی جهان با آنچه تنها دو ماه پیش مشاهده می‌شد تفاوت قابل توجهی دارد. جهان اکنون بیش از گذشته به ابعاد توانمندی‌های ما پی برده است. تنگه هرمز نیز پدیده‌ای نیست که به‌تازگی در اختیار ایران قرار گرفته باشد؛ جمهوری اسلامی ایران دهه‌هاست که بر این گذرگاه راهبردی تسلط دارد، اما در تمام این سال‌ها از این ظرفیت به‌عنوان ابزار فشار استفاده نکرده است. حتی در سخت‌ترین دوران تحریم نیز چنین اقدامی صورت نگرفت. با این حال، در شرایط کنونی ناچار شدیم از این امکان بهره بگیریم و در نتیجه بخشی از توانایی‌های خود را نیز به نمایش بگذاریم.

عرضه چهره عدالت‌گرای اسلام

نحوه جنگیدن ما با نحوه جنگیدن آن‌ها کاملا متفاوت است و به نظر من این تفاوت در دنیا نیز دیده می‌شود. آن‌ها با ما مذاکره می‌کردند و دائما از مذاکره و رسیدن به نتیجه سخن می‌گفتند، اما در حین مذاکره حمله کردند. اخباری که بعدا منتشر شد نشان داد که برنامه‌ریزی حمله از ماه‌ها قبل انجام شده بود و در واقع رئیس‌جمهور آمریکا ماه‌ها پیش دستور حمله را صادر کرده بود و در حقیقت قصدشان اصلا مذاکره نبود؛ می‌خواستند ایران را سرگرم کنند تا کار خودشان را انجام دهند. این چیزی است که دنیا می‌بیند و می‌فهمد.

در مقابل ما در جنگ، حتی اکنون نیز وقتی می‌خواهیم جایی را هدف قرار دهیم، اعلام می‌کنیم که فلان مکان را خواهیم زد؛ آن را مخفی نمی‌کنیم و بعد حمله کنیم. به همین دلیل اگر امروز بگوییم فلان مکان را ما نزده‌ایم، بسیاری در دنیا می‌پذیرند، زیرا می‌دانند که ما راست می‌گوییم. در حالی که اگر آمریکایی‌ها بگویند ما نزده‌ایم، بسیاری آن را نمی‌پذیرند، چون می‌دانند که آن‌ها دائماً دروغ می‌گویند. این رفتار جمهوری اسلامی در جنگ در واقع نشان‌دهنده چهره عدالت‌گرای اسلام است.

برای مثال، اگر ما بخواهیم مکانی از کشورهای اسلامی را هدف قرار دهیم، به گونه‌ای عمل می‌کنیم که خسارت جانی نداشته باشد. برای نمونه ما گفتیم ساختمان یکی از وزارتخانه‌های کویت را زده‌ایم؛ اما چه زمانی این کار را کردیم؟ زمانی که تعطیل بود و کسی در آنجا حضور نداشت. به همین دلیل هیچ خسارت جانی نداشت و ما نیز آن را مخفی نکردیم. بنابراین اگر می‌گوییم تأسیسات آب‌شیرین‌کن کویت را ما نزده‌ایم، قاعدتاً آن‌ها می‌پذیرند. درست است که ممکن است تحت فشار آمریکا و اسرائیل بگویند ایران زده است، اما خودشان می‌دانند که ما دروغ نگفته‌ایم. این موارد نشان‌دهنده همان چهره عدالت‌گرای اسلام است.

تحقق صلح و عدالت جهانی

رهبر شهید ما فرمودند: « ما هیچ‌گاه آغازگر جنگ نیستیم. » حتی در همان زمان نیز در داخل کشور عده‌ای فشار زیادی می‌آوردند که پیش از آن‌که آن‌ها حمله کنند، ما اقدام کنیم اما این کار انجام نشد و ما هیچ‌گاه اقدام پیش‌دستانه نکرده‌ایم. این نشان می‌دهد که ما به‌دنبال جنگ نبوده‌ایم و نیستیم. برخلاف آنچه آن‌ها می‌گویند که ایران عامل برهم زدن صلح جهانی است، امروز هر کس اندکی انصاف داشته باشد می‌فهمد که جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال جنگ نبوده و نیست. بله، دفاع برای ما لازم است و آن را انجام می‌دهیم، اما جنگ‌طلب نیستیم.

دیگران به ما حمله کرده‌اند و همه دنیا می‌دانند که آغازگر جنگ چه کسی بوده است؛ چه در گذشته که صدام آغازگر بود و چه در دفعات بعد که اسرائیل و آمریکا این کار را انجام دادند. بنابراین روشن است که ما به‌دنبال صلح هستیم و هرگز به‌دنبال جنگ نبوده‌ایم و نیستیم.

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما