تطبیق قاعده وجوب دفع ضرر محتمل بر غربالگری
1405-02-13
آیا در ضرر تولد معیوب جنین میتوانند به این قاعده در ما نحن فیه تمسک کنند؟ بگویند این مادر احتمال وجود ضرر میدهد و چون غربالگری مقدمه برای دفع این ضرر است، مقدمه این عمل هم عقلاً لازم است
آیت الله محمد جواد فاضل در پانزدهمین جلسه از درس خارج «فقه غربالگری» که 17 فروردین ماه سال 1404 برگزار شد به بیان مطالبی در خصوص اینکه آیا می توان با قاعده تفع ضرر محتمل وجوب غربالگری را به اثبات رساند، پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.
غربالگری در لغت و اصطلاح
غربال در لغت به معنای اَلَک کردن، جدا کردن ریز از درشت، سالم از غیر سالم است، عبارت «لتبلبلن بلبلة ولتغربلن غربلة»[1] که امیرالمؤمنین7 در نهج البلاغه دارد که در فتنهها و آزمایشها بالاخره آنکه مؤمن است از غیر مؤمن جدا میشود.
غربالگری اصطلاحی در باب کودکان به این معناست که مادری که الآن یک حملی دارد او را مورد بررسی قرار میدهند تا ببینند آیا فرزندش معیوب است یا نه؟ این کار مقدمه است برای اینکه بشناسند و بفهمند که آیا این کودک اشکالاتی دارد یا نه مثل نقصهای مادرزادی که گاهی اوقات بچه طوری است که بعداً منُگُل به دنیا میآید، از راه غربالگری میتوانند بفهمند که آیا این یک کروموزوم اضافه دارد و بعداً به صورت مُنُگل خلق میشود؟ یا گاهی اوقات میفهمند که این بچه اشکال گوارشی دارد، اشکال قلبی دارد، مشکلات دیگری دارد مثل کمخونی، اوتیسمیها را میشود قبل از اینکه به دنیا بیایند تشخیص بدهند. غربالگری به معنای تشخیص فرزند سالم از غیر سالم است.
تاریخ غربالگری در کشورها به سالهای قبل برمیگردد ولی در ایران در سال 1384 در مجلس شورا یک قانونی گذاشته شد به نام طرح کشوری غربالگری که همه زنها یک آزمایشاتی را در سه ماههی اول بارداری انجام بدهند برای جلوگیری از متولد شدن نوزادان دارای این معایب، همان زمان شورای نگهبان هم تأیید کرد و رهبری معظم هم تأیید فرمودند و مدتها اجرا شد تا اینکه در مجلس یازدهم صحبت این شد که این کار جلوی رشد جمعیت را میگیرد و مانع کثرت جمعیت است و باید این را حذف کنیم و بحثهای مختلفی مطرح شده که ما میخواهیم بحث فقهیاش را مطرح کنیم ببینیم این غربالگری به چه نحوی است؟
بنابراین برای غربالگری، اول یک تستهای آزمایشی انجام میدهند مثل سونوگرافی و آزمایشات معمولی که هیچ ضرری برای بچه ندارد ولی بعداً که شروع میشود، یک سوزنی است که داخل در رحم زن میکنند و از آن مایعی که دور جنین تشکیل شده نمونهبرداری میکنند و از آن میفهمند که این جنین آیا عیبی دارد یا نه؟ خود اینکه این تزریق چه زمانی باید انجام بشود بحث دارد.
بررسی وجوب غربالگری
اولین مسئلهای که در غربالگری هست این است که آیا برای اینکه این بچه معیوب است یا معیوب نیست و زن اول حملش است این احتمال هست که در میان هر هزار تا زن بچه یکی از اینها معیوب به وجود بیاید، آیا به صرف این احتمال بر این زن لازم است تا غربالگری برود؟ بگوئیم چون یک احتمالی وجود دارد و چون محتمل قوی است ولو احتمال ضعیف باشد، ده درصد بیست درصد احتمال میدهد این بچه منگل باشد یا مبتلا به نارسایی گوارشی یا قلبی شود، آیا اینجا عقلاً یا شرعاً بر این زن واجب است که حتماً غربالگری کند یا نه؟
ما دلیلی نداریم بر اینکه وجوب داشته باشد، این صبر کند بعد از اینکه بچه به دنیا آمد حالا هر طوری شد، این بچه اگر سالم بود که هیچ و اگر نبود بعداً باید به مقدار تمکنش درمان کند، اما الآن وجوبی ندارد.
بازخوانی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل
اینجا قاعده وجوب دفع ضرر محتمل چطور میشود؟ آخرین بحثی که داشتیم، در بحث وجوب دفع ضرر محتمل است که یک بحث آن این است که اولاً این قاعده، یک قاعده عقلی است یا قاعده عقلائی؟ آیا اساساً عقل چنین قاعدهای را دارد؟ محقق اصفهانی1 میفرمود: چنین قاعدهای را عقل ندارد، اما مشهور به عنوان یک قاعده عقلی این قاعده را قبول دارند.
یک بحث این بود که آیا عقل حکم و الزام دارد یا نه؟ بعث دارد یا نه؟ این را هم خود مرحوم اصفهانی تنقیح کرد که عقل هیچ مولویّتی ندارد که بخواهد الزام یا بعث کند، بلکه عقل مجرد ادراک است؛ یعنی درک میکند لزوم دفع ضرر محتمل را، میگوید اگر یک جا ضرر احتمال بود قبل از اینکه آن ضرر واقع شود آن را دفع کن. پس عقل حکمی ندارد و فقط ادراک است و این روشن است.
مشهور این ادراک عقلی را قبول دارند به عنوان یک ادراک عقلی، اما مرحوم اصفهانی قبول ندارد و میگوید این به عنوان یک امر عقلائی است نه به عنوان یک حکم عقلی و قاعده دفع ضرر محتمل را ایشان اصلاً نمیپذیرد که مفصل بحث کردیم و کلام مرحوم اصفهانی را هم مورد اشکال قرار دادیم.
امام خمینی (ره) و محقق خویی این قاعده را قبول دارند. در بحث گذشته یک اشارهای کردیم به قاعده قبح عقاب بلا بیان وگفتیم بعضی مثل مرحوم اصفهانی قاعده قبح عقاب بلا بیان را قبول دارد ولی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل را قبول ندارد، بعضیها هم مثل صاحب منتقی الاصول هیچ کدام را قبول ندارند.
ما بعد از اینکه انظار و مبانی را ذکر کردیم و مخصوصاً کلمات مرحوم اصفهانی را مورد مناقشه قرار دادیم و گفتیم عقل ادراک میکند و میگوید اگر در یک جایی ضرر مهمی بود (البته این ضرر همان طور که مثل مرحوم آقا ضیاء الدین عراقی فرمودند باید معتنا به باشد نه یک ضرر یسیر، نقص عضو یک ضرر قابل اعتنا است، جنون داشتن یا روانی بودن ضررهای مهم هستند) دفعش واجب است، این را درک میکند.
یک نکتهای که در همان جا بحث کردیم آن است که کسانی که این ضرر را منحصر به ضرر اخروی میدانند اصلاً به این قاعده در ما نحن فیه نمیتوانند تمسک کنند. برخی مثل مرحوم والد ما میگویند این ضرر، ضرر اخروی است و ظاهراً ما هم همین را اختیار کردیم که عقل ادراک میکند دفع ضرر اخروی را، میگوید اگر در یک جا یک عملی احتمال میدهید بر اینکه ضرر اخروی و عقاب داشته باشد دفعش لازم است، دلیل عمده این بود که در ضررهای دنیوی عقلا ضررهای مهمی را اقدام میکنند قبحی هم وجود ندارد، شش ماه به دریا برای تجارت میروند و هر روزی ممکن است جانشان از بین برود ولی اقدام میکنند.
تطبیق قاعده وجوب دفع ضرر محتمل بر بحث غربالگری
پس کسانی که این ضرر را اعم از اخروی و دنیوی بدانند آیا اینها میتوانند به این قاعده در ما نحن فیه تمسک کنند؟ بگویند این مادر احتمال وجود ضرر میدهد، این ضرر ضررٌ دنیویٌ مهمٌ، چون یا مربوط به اعضاء است و یا مربوط به عقل این بچه است، ضرری است که معتنا به است. حالا بگوئیم عقل میگوید پس تو باید دفع کنی و دفعش هم به این است که غربالگری انجام بدهی؛ چون غربالگری مقدمه برای دفع این ضرر است که اینجا بگوئیم مقدمه این عمل هم عقلاً لازم است؛ یعنی باید اینجا این قاعده را اضافه کنیم که در موارد عقلی مقدماتی که عقلاً آن فعل برایش مترتب است که مسلم لازم است، غربالگری یک مقدمه است عقلاً یا عرفاً برای دفع این ضرر مهم، پس بگوئیم غربالگری بر این زن واجب است؟
به عنوان مثال، یک زنی احتمال عیب بچهاش را نمیدهد، البته طبق بیانی که عرض کردیم این احتمال همیشه وجود دارد، هر زنی آمار پزشکی را که ملاحظه میکند میگوید در هر ده هزار زن یک بچه این مشکلات را دارد و نیازی نیست به اینکه خودش احتمال بدهد یا نه، به حسب واقع وجود دارد، به حسب واقع احتمال ضرر وجود دارد خواه خودش احتمال بدهد یا نه؟ این هم نکته مهمی است که باید به آن توجه کرد که لازم نیست منشأ احتمال خود این شخص باشد، این هم به حسب واقع است. به حسب واقع در هر ده هزار زن یک نفر بچهاش منجر به معلولیت است. پس ما بگوئیم بر همه این ده هزار زن غربالگری واجب است، چرا؟ چون یک ضرر مهمی را میخواهیم دفع کنیم.
غربالگری برای این است که اگر دیدند این بچه معیوب است، گاهی میگویند راههای وجود دارد و زن داروهایی برای معالجه میخورد که هیچ و مشکلی ندارد، اما گاهی منجر به این میشود که از غربالگری تشخیص دادیم که این بچه ضعف عقلی دارد و باید سقط شود، بر فرض اینکه قاعده وجوب دفع ضرر محتمل با آن مقدماتی که گفتیم و با آن مبانیای که اشاره کردیم اینجا بتواند جاری بشود، آیا این نتیجه را اگر کسی بخواهد بگیرد که پس بعداً این بچه سقط بشود، سقط حرام است. بگوئیم شما غربالگری را انجام بدهید اشکالی ندارد و اطلاع پیدا میکند که بچهاش معیوب است و لااقلش این است که بچه را سقط نمیکند از حالا آمادگی پیدا میکند برای حفظ این بچه، یا اگر معالجهای بخواهد داشته باشد. اگر برای سقط نباشد مجرد این باشد که علم به وجود ضرر پیدا کند و ببیند آیا راه معالجه ای وجود دارد یا نه؟ اینجا مانعی ندارد.
اینکه بگوئیم لازم است حتماً غربالگری کند این لزوم از کجا آمد؟! عقل که خودش لزوم را نمیفهمد و ادراک میکند، باید قاعده ملازمه «کل ما ادرکه العقل و کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» را اینجا جاری کنیم تا وجوب شرعی را استفاده کنیم، باز بحث میرود روی اینکه آیا این ملازمه مورد قبول هست یا نه؟ ما ملازمه را در محل خودش منکر هستیم و عرض کردیم ملازمه ثابت نیست.
پس نتیجه بحث امروز این شد که بر فرضی که این قاعده، قاعدةٌ عقلیة خلافاً لمحقق اصفهانی و قاعدةٌ مقبولة و این قاعده را بپذیریم و بگوئیم این قاعده در ضرر دنیوی مهم هم جاری می شود، اما باز فایدهای ندارد و از آن نمیتوانیم وجوب شرعی غربالگری را استفاده کنیم و بگوئیم شرعاً بر این مادر واجب است بررسی کند و غربالگری کند تا ببیند آیا بچهاش عیبی دارد یا نه؟