تعریف موسیقی/ واژه موسیقی موجود در ادبیات زمان معصوم اما غیاب در منابع اولیه اسلام

1403-11-27

واژه موسیقی در منابع اولیه دینی که از قرآن و سنت مشتق می‌شود، به‌طور مستقیم استفاده نشده است اما در عصر معصوم این واژه راه یافته و در مکتوبات آن زمان مشاهده می شود.


بحث ما در واقع در ادبیات فقهی موجود، تحت عنوان فقه موسیقی و رسانه های امروزی، مطرح می‌شود. این موضوع دارای یک ادبیات با سابقه است که از ابتدای تاریخ فقه تاکنون ادامه داشته است. پسوندی که برای این بحث در نظر گرفته شده، به دلیل وضعیت رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های جمعی و اجتماعی، است. این رسانه‌ها مسائلی را در حوزه فقه موسیقی به میان می‌آورند که نیازمند بحث و بررسی‌های جدید هستند.

مباحث فقهی هم در مبانی فقه موسیقی، مطرح می شود که دارای نکاتی است که باید به آن پرداخته شود و هم به تحولات ناشی از رسانه‌ها در عرضه و مصرف موسیقی که به بحث حکم موسیقی ارتباط دارد مطرح می شود؛ زیرا وضعیت جدید رسانه‌ای بسیار متفاوت از زمان عصر معصوم است

قبل از ورود به بحث اصلی فقه موسیقی، لازم است یک تحدید مفهومی درباره موسیقی ارائه کنیم تا مسئله عطف غنا به موسیقی که در برخی مباحث مطرح شده، روشن شود.

موسیقی، واژه‌ای عربی است که در واقع معرب شده و ریشه عربی ندارد. این واژه از کلمه یونانی «موزیک» (mousike) گرفته شده است که خود این کلمه مشتق از «موزا» است. موزاها در اساطیر یونانی، الهه‌هایی بودند که در خدمت آپولون به شاعران و هنرمندان الهام می‌کردند. این الهه‌ها خود به رقص و آواز مشغول بودند و به همین دلیل واژه موسیقی ارتباطی با آنها پیدا می‌کند.

در عصر معصوم نیز واژه موسیقی به زبان عربی وارد شده بود. این روند از دوران ترجمه، به ویژه در دوره هارون و مأمون، آغاز شد و در رساله‌های کندی نیز به کار رفته است و می توان گفت از زمان امام صادق تا امام رضا علیهما السلام هستند. بنابراین می‌توان گفت واژه موسیقی در منابع اولیه دینی که از قرآن و سنت مشتق می‌شود، به‌طور مستقیم استفاده نشده است اما در عصر معصوم این واژه راه یافته و در مکتوبات آن زمان مشاهده می شود.

در تعریف موسیقی، گفته می‌شود  صنعت آهنگ ها و نغمات. معادل آن در زبان انگلیسی «ملودی» است. همچنین به موسیقی صنعت هم گفته شده. تعبیر به صنایع یا صنعت از هنرها در فارسی که معادل همان تخنه است، اصطلاحاً پوئسیس ارسطویی می باشد، یعنی ساختن، مصنوع، امر مصنوع. و چون اثر هنری امر مصنوع انسانی است، موسیقی نیز به نوعی صنعت محسوب می‌شود.

برای موسیقی تعاریف مختلفی وجود دارد. برخی آن را به صوت منظم، ریتم، تونالیته و زیر و بمی تعریف کرده‌اند. در نهایت، مهم‌ترین نکته در بحث ما این است که موسیقی، اگر به عنوان یک علم به آن نگاه کنیم (که پیش از این به عنوان علم بوده و در دوران دانش مسلمین، ذیل ریاضیات از آن بحث می شده است) ، دانش سازها و آوازهاست که  در ادبیات خود ما نیز وجود دارد به عنوان نمونه ، دهخدا می گوید: علم موسیقی دانش سازها و آوازها است. در فلسفه موسیقی نیز بحث‌های قابل توجهی درباره انواع موسیقی و تعریف آن مطرح است که می‌تواند به فهم عمیق‌تری از این هنر منجر شود.

 

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما