جهاد و قتال فی سبیل الله از دیدگاه قرآن کریم
1405-03-31
نتیجهای که میخواهیم از بررسی آیات مختلف به دست آوریم این است که هیچگاه جهاد فی سبیل الله ملازم با قتال فی سبیل الله نیست.
آیت الله محمد باقر تحریری استاد درس خارج حوزه علمیه قم و تهران در نخستین جلسه از درس تفسیر خود که در تاریخ 24 خرداد ماه سال جاری منتشر شد، آیات جهاد را مورد بررسی قرار داد که در ادامه به آن اشاره می شود.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». در اینجا سه عنوان «جهاد»، «قتال» و «سبیل الله» باید مورد توجه قرار گیرد که یکی از این عناوین به نوعی فرع بر دو عنوان دیگر است.
جهاد
توصیفهایی برای جهاد فی سبیل الله و مجاهدان فی سبیل الله بیان شده است؛ از جمله آیاتی که امر به جهاد فی سبیل الله به وسیله جان، مال، یا جهاد با افراد خاصی مانند کفار و منافقان کردهاند.
قتال
قتال فی سبیل الله نیز به همین صورت است. موارد مختلفی در قرآن کریم آمده است که متعلق قتال چه کسانی باشند. هر یک از این موارد از جهت فقهی احکام خاص خود را دارد و این آیات نیز در موقعیتهای خاصی نازل شدهاند. بحث قتال فی سبیل الله در مباحث تفسیری، قرآنی و فقهی مطرح میشود و احکام ویژهای بر آن مترتب است. مقصود ما در اینجا بحث فقهی خاص نیست، بلکه بحث تفسیری است.
سبیل الله
به نظر میرسد که ابتدا باید درباره «سبیل الله» توضیحاتی ارائه شود؛ زیرا در این صورت، جهاد فی سبیل الله و قتال فی سبیل الله معنای خود را پیدا میکنند. تعبیر «سبیل الله» در قرآن کریم بسیار گسترده است. وسعت این مفهوم را از آیه شریفهای استفاده میکنیم که در آن به نبی اکرم صلیالله علیه و آله امر شده است که به سبیل الله دعوت کند: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ»
اگر محتوای این دعوت را ملاحظه کنیم، روشن میشود که ابتدا توجه به توحید مطرح است، سپس توجه به معاد، و نبوت نیز یکی از ارکان این دعوت به شمار میآید.
رابطه میان سبیل الله و صراط مستقیم
میان «سبیل الله» و «صراط مستقیم» رابطهای وجود دارد. از یک جهت میتوان گفت صراط وسیع است و شامل سبیل نیز میشود، و از جهتی دیگر سبیل وسیع است. شاید در جایی به این صورت تبیین نشده باشد که رابطه میان این دو، عموم و خصوص من وجه باشد؛ اما از کاربردهای قرآنی چنین برداشتی به دست میآید.
هر چیزی که توجه به توحید و تبعیت از دعوت به توحید محسوب شود، در شمار سبیل الهی قرار میگیرد. به نظر میرسد وجه مشترک همه این موارد آن است که سبیل الله، دعوت به توحید است اما صراط مستقیم، پذیرش توحید و پیاده کردن آن است؛ همان چیزی که در آیات قرآن از آن به عبودیت تعبیر میشود. ازاینرو خداوند میفرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ». آیات دیگری نیز وجود دارد که این صراط مستقیم را تبیین کردهاند.
صراط بندگی مستلزم پذیرش سبیل الله است. سبیل الله دعوت به توحید و شئون توحید است؛ به گونهای که انسان از جهت نظری موحد باشد و از جهت عملی نیز آن را بپذیرد. جنبه عملی و پیادهسازی توحید نیز در همین چارچوب قرار میگیرد. خلاصه آنکه سبیل الله، دعوت به این امور است و صراط مستقیم، جنبه پذیرش این دعوت را نشان میدهد.
بر این اساس، جهاد فی سبیل الله به معنای تلاش انسان برای تحقق صحیح پذیرش سبیل الله است. از همین رو، آیاتی که درباره جهاد وارد شدهاند، همین معنا را تبیین میکنند. به معنای به کار بستن توان و استفراغ وسع است. در کتاب «مفردات» نیز جهاد به کارگیری نهایت توان در برابر دشمن معنا شده است. به اقتضای نظام عالم، هر چیزی مقابلی دارد؛ توحید مقابل دارد، نبوت مقابل دارد، معاد نیز مقابل دارد. بنابراین، جهاد آن است که انسان بکوشد سبیل الله را بپذیرد و در عرصه عمل نیز آن را پیاده کند.
روشهای دعوت، همان روشهای دعوت به سبیل الله هستند؛ چنانکه در آیه «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ» بیان شده است. کسی که میخواهد این سبیل الله را بپذیرد، با ابعاد مختلف وجودی خود مواجه است. انسان دارای سه بُعد است: بُعد عقلانی که با حکمت ارتباط دارد، بُعد قلبی که با موعظه و تذکر مرتبط است و بُعد جدالی که در آن پرسشها و اشکالات مطرح میشود و باید پاسخ داده شود. اینها همه روشهای دعوتاند؛ اما روشهای دعوت به سبیل الله. به نظر میرسد که باید این حیثیتها از یکدیگر تفکیک شوند.
پذیرش سبیل الله مستلزم نفی ضد آن نیز هست. به لحاظ نظام این عالم و ساختار وجودی انسان، هر امر ثبوتی مستلزم نفی امر مقابل خود است. از همین رو خداوند میفرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» این جنبه عملی مسئله است. در جنبه نظری نیز دعوت به سبیل الله همین اقتضا را دارد. این همان نکتهای است که گاهی عرض میکنیم: جنبههای عملی و جنبههای نظری با یکدیگر مرتبطاند. پذیرشها در مرحله نخست و ملتزم شدن به آن مرحله بعدی است که حالات مختلفی پیدا میکند.
گستره این مراتب نیز به میزان پذیرش ابعاد سبیل الله بستگی دارد. ممکن است شخصی به بخشی از سبیل ملتزم باشد و به بخش دیگری ملتزم نباشد. در این صورت باید بررسی شود که آیا اساساً به صراط مستقیم ملتزم نیست، یا آنکه تا اندازهای به آن ملتزم است.
عبودیت نیز به همین معناست؛ یعنی در همان محدودهای که بندگی را پذیرفته، به صراط مستقیم ملتزم شده است. وسعت این امر به این معناست که عنوان بندگی محفوظ است، هرچند پذیرش همه ابعاد سبیل الله در مقام عمل تحقق نیافته باشد. این مسائل باید با مراجعه به آیات قرآن و روایات بررسی شوند تا نسبت عموم و خصوص من وجه میان این دو مفهوم روشن گردد.
به نظر میرسد جنبه جهاد فی سبیل الله، جنبه دعوتی از ناحیه بالا است و جنبه صراط مستقیم، جنبه پذیرش از سوی مخاطب است. در همین راستا، نسبت عموم و خصوص من وجه میان آن دو شکل میگیرد.
نتیجهای که میخواهیم از بررسی آیات مختلف به دست آوریم این است که هیچگاه جهاد فی سبیل الله ملازم با قتال فی سبیل الله نیست. این نکتهای است که باید مورد توجه قرار گیرد. البته مبارزه در مفهوم جهاد نهفته است. ازاینرو گفتهاند که جهاد سه قسم دارد: مجاهده با دشمن ظاهر، مجاهده با شیطان و مجاهده با نفس. این سه قسم نیز به نوعی با یکدیگر ارتباط دارند.
بنابراین، لفظ جهاد همیشه به معنای مقاتله نیست. حتی کسانی که مأمور به مقاتله نیستند نیز میتوانند با اموال خود مجاهده کنند؛ همانگونه که در زمان تحقق مقاتله، اگر وظیفه آنان این باشد و آن را انجام ندهند، مورد سرزنش قرار میگیرند. آیات قرآن کریم نیز به این مسئله پرداختهاند.