جهاد و قتال فی سبیل الله از دیدگاه قرآن کریم (2)
1405-05-03
در بحث قتال فی سبیلالله، به موضوع «دعوت» نیز اشاره میشود که اهداف قتال چیست و چه ارتباطی با دعوت فی سبیلالله دارد. از آنجا که قتال «فی سبیلالله» است، برای تحقق دعوت فی سبیلالله انجام میگیرد؛ یکی از فروعات دعوت محسوب میشود.
آیت الله محمد باقر تحریری استاد درس خارج حوزه علمیه قم و تهران در دومین جلسه از درس تفسیر خود، آیات جهاد قتالی را مورد بررسی قرار داد که در ادامه به آن اشاره می شود.
عناوینی را که در آیات قرآن کریم در رابطه با قتال آمده است، ابتدا عرض میکنیم و سپس این بحث را بر اساس تفسیر تطبیقی (مطابق با تفسیر المیزان)ادامه خواهیم داد.
چند مسئله در خصوص وجوب قتال مطرح است: نخست مراحل پیش از امر به قتال: این مراحل اجمالاً از آیات قرآنی استفاده میشود. بخشی از این بیانات به بحث موضوعی مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه ۱۹۰ سوره بقره در تفسیر المیزان مربوط است که بهتفصیل به آن خواهیم پرداخت. دوم اهداف قتال: اهدافی که از آیات قرآنی در این زمینه بهره گرفته میشود. سوم اقسام قتال: قتال ابتدایی یا دفاعی و بررسی شرایط و ویژگیهای هر یک از آنها. چهارم زمان وجوب قتال: زمان تشریع و وجوب قتال که پس از مراحل پیش از امر به قتال بیان میشود. پنجم مخاطبان قتال: اینکه قتال با چه افرادی و با چه اولویتی واجب است (این موضوع بهصورت ترتیبی از آیات استفاده میشود که نخست باید با چه کسانی نبرد را آغاز کرد). ششم گستره و بازه زمانی وجوب قتال: اینکه وجوب قتال تا چه زمانی ادامه دارد؛ در آیات قرآنی گاهی غایت و انتهای آن ذکر شده است، مانند: «حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ». هفتم فضائل و مذمتها: عدهای از آیات در رابطه با فضائل مجاهدان و مقاتلان فی سبیلالله است و برخی دیگر به مذمت تخلف از قتال (پس از وجوب آن) و نحوه برخورد با متخلفان میپردازد.
مراحل پیش از امر به قتال
در چند جای قرآن کریم امر به قتال«وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» آمده است. در سوره مبارکه بقره دو جا امر به قتال دیده میشود: یکی قتال با مشرکان بهطور مطلق، و دیگری آیه ۲۴۴ سوره بقره «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ...». مرحوم علامه (رضواناللهعلیه) در تفسیر آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵ سوره مبارکه بقره، این پنج آیه را یکجا آورده و میفرمایند یکباره نازل شدهاند.
اهداف قتال
در بحث قتال فی سبیلالله، به موضوع «دعوت» نیز اشاره میشود که اهداف قتال چیست و چه ارتباطی با دعوت فی سبیلالله دارد. از آنجا که قتال «فی سبیلالله» است، برای تحقق دعوت فی سبیلالله انجام میگیرد؛ بنابراین قتال فی سبیلالله یکی از فروعات دعوت محسوب میشود. جهاد فی سبیلالله برای تحقق دعوت الهی است؛ دعوت از جانب خداوند و بهواسطه فیض او (پیامبر اکرم) صورت میگیرد و جهاد، وظیفه مکلفانی است که این دعوت را پذیرفتهاند اگرچه نحوه پذیرش افراد متفاوت است.
به طور اجمالی، نسبت جهاد قتالی با مطلق جهاد فی سبیلالله عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر جهاد قتالی، جهاد فی سبیلالله است، اما هر جهاد فی سبیلاللهی، جهاد قتالی نیست. رابطه جهاد با دعوت نیز به نوعی رابطه «فاعل و انفعال» است؛ دعوت از جانب خدای متعال بوده و جنبه فاعلی برای دین دارد که دین را آشکار میسازد و جهاد باعث پذیرش و گسترش دین میشود. لذا ظاهر و شاکله قتال فی سبیلالله، این دعوت را محقق میکند؛ حتی اگر برای عدهای این دعوت به صورت درونی شکل نگرفته باشد.
ما باید به ظواهر اوامر توجه کنیم که در چه حیطهای وارد شدهاند. از برخی اوامر برداشت خاصی میشود؛ مثلاً «اقامه نماز» برداشت ویژهای دارد که با توجه به آیات دیگر، هدف ایجاد قرب نمازی برای بنده است و این قرب مستلزم لوازمی چون اخلاص در مرحله نخست است، اگرچه ممکن است ابعاد اجتماعی نیز داشته باشد. اما در امر به جهاد یا امر به معروف و نهی از منکر، چنین برداشتی موضوعیت اصلی ندارد، بلکه مقصود اصلی، برپایی و شکلگیری دین در جامعه است؛ حتی اگر فردی که در این مسیر قرار میگیرد اخلاص کاملی نداشته باشد.
مقصود این است که بررسی آیات این مطالب را به ما میفهماند. قهراً هنگامی که به روایات مراجعه میشود، روایات در هر بخشی که از آیه استفاده شده باشد، جنبه تأییدی، تأکیدی یا ارشادی پیدا میکنند؛ چرا که اصل مطلب پیشتر در قرآن آمده است.برخی از اوامر الهی منحصر به شرع هم نیست و در جوامع بشری نیز تحقق مییابد مانند احکام وضعی (نظیر معاملات و امثال آن. امر به قتال نیز همینگونه است و امری ارشادی محسوب میشود، نه امری تعبدی؛ این مطلب نیز از بررسی آیات استفاده میشود.
تفسیر آیه 190 سوره بقره
حال چند سطر از تفسیر آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵ سوره مبارکه بقره را مرور میکنیم: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»
مرحوم علامه طباطبایی با تحلیل این آیات، استفادههای بسیار خوبی کردهاند که هم جنبههای تفسیری و هم در جای خود جنبههای فقهی دارد. علامه می فرماید: «سياق الآيات الشريفة يدل على انها نازلة دفعة واحدة ، وقد سيق الكلام فيها لبيان غرض واحد وهو تشريع القتال لاول مرة مع مشركي مكة؛ سیاق این آیات شریفه دلالت بر آن دارد که بهصورت یکباره نازل شدهاند. همچنین این کلام بیانگر یک هدف و غرض واحد است. آن هدف، تشریع قتال برای نخستینبار با مشرکان مکه است». همانطور که اشاره شد، از این آیات بهصورت ترتیبی استفاده میشود که مخاطبان نبرد چه کسانی هستند.
نکتهی دیگری که باید در واژهی «قتال» و امرِ «قاتِلوا» به آن توجه داشت، مسئلهی مبارزهی طرفینی است. تعبیر «قَتل» شامل کشتهشدن یکطرفه هم میشود، اما «قتال» و «مقاتله» عمدتاً دوطرفه است؛ یعنی گروهی یا فردی در جهت کشتن دیگری است یا بالفعل میکُشد یا در مسیر آن قرار دارد که شامل هر دو حالت میشود؛ لذا وجوب قتال در اینجا شامل این معناست.
علامه در ادامه به بیان چند نکته در این آیات پرداخته است: «فإن فيها تعرضا لاخراجهم من حيث أخرجوا المؤمنين ، وللفتنة ، وللقصاص ، والنهي عن مقاتلتهم عند المسجد الحرام حتى يقاتلوا عنده» اخراج مشرکان: تعرض به این موضوع که مشرکان را از همان جایی که مؤمنین را بیرون راندند (یعنی مکه)، اخراج کنند. رفع فتنه: به دلیل فتنهای که مشرکان به پا کرده و اوضاع زندگی را بر هم زده بودند. قصاص: جهت قصاص در برابر جنایاتی که مشرکان نسبت به مسلمانان روا داشتند. نهی از قتال در مسجدالحرام: این آیه از قتال با آنان در مسجدالحرام نهی میکند، مگر اینکه ابتدا خود آنها در آنجا دست به قتال بزنند.
«وكل ذلك امور مربوطة بمشركي مكة ، على انه تعالى قيد القتال بالقتال في قوله : وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم» تمام این موارد مربوط به مشرکان مکه است. خداوند متعال قتال را در آیه «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» به عبارت «الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» مقید کرده است. اما آیا این قید به معنای «اشتراط» است؟ خیر، بلکه بیانگر «مورد و مصداق قتال» است. مصداق قتال نوعاً مردان هستند و زنان و کودکان به میدان قتال نمیآیند. آیه در مقام بیان همین مورد است و به معنای اشتراط نیست.
«وليس معناه الاشتراط أي قاتلوهم ان قاتلوكم وهو ظاهر». ظاهر این مطلب روشن است و احکام متعددی از آن استفاده میشود؛ از جمله اینکه اگر جنایتی رخ داده، باید دفع شود چه با لشکرکشی و چه به نحو دیگر. این مسئله بسیار مهم است و در آیات دیگری مانند سوره مبارکه حج نیز مطرح شده است. مرحوم علامه در آنجا نیز بیان میکنند که نخستین آیاتی که برای وجوب جهاد نازل شد، این آیه است: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتِلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا... الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ...». در اینجا بحث «دفع» مطرح میشود.
غرض این است که وقتی برای «دعوت فی سبیلالله» مانعی پیش آمد و این مانع بسیار مهم بود، باید آن را از سر راه برداشت. البته اگر آن مانع بسیار قوی باشد، کسی که میخواهد مانع را برطرف کند نیز باید قوی باشد که این دیگر به شرایط «جهاد قتالی» مربوط میشود؛ اما خودِ کنار زدن مانع، از اموری است که برای تحقق دعوت به آن امر شدهایم و مرحوم علامه نیز در حال تبیین همین مطلب هستند.
«ولا قيدا احترازيا ، والمعنى قاتلوا الرجال دون النساء والولدان الذين لا يقاتلونكم كما ذكره بعضهم ، إذ لا معنى لقتال من لا يقدر على القتال حتى ينهى عن مقاتلته ، ويقال : لا تقاتله بل انما الصحيح النهى عن قتله دون قتاله». عبارت «الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» قید احترازی هم نیست بلکه معنایش این است که با مردان جنگجو نبرد کنید، نه با زنان و کودکانی که با شما نمیجنگند؛ زیرا آنان اصلاً اهل قتال نیستند و در معرض آن قرار ندارند. چنانکه برخی پنداشتهاند، قتال با کسی که قدرت بر جنگ ندارد معنا ندارد تا بخواهد از آن نهی شود. بلکه نهیِ صحیح، نهی از «کشتن» آنهاست نه نهی از «قتال» با آنها.
بنابراین، مرحوم علامه از لفظ «قتال» یک امر طرفینی را استفاده کردهاند؛ اینکه مورد قتال کسانی هستند که در معرض مانعتراشی و دفعِ دعوت الهی قرار گرفتهاند. انشاءالله ادامه بحث در جلسهی آینده.