حکم تکلیفی إدخال نطفه مرد اجنبی در رحم زن اجنبیّه بدون مقاربه (1)
1405-07-15
تخمک زن را با إسپرم مرد اجنبی در خارج رحم پرورش داده سپس داخل در رحم زن اجنبیه می کنند، و این مورد در جایی إستفاده می شود که إسپرم همسر این زن به هیچ عنوان قابلیت تکوّن فرزند را ندارد از این جهت برای حاملگی زن از إسپرم مرد اجنبی إستفاده می شود و بحث فعلی ما در این صورت است یعنی إستفاده از منی غیر زوج برای استیلاد زن.
آیت الله مصطفی اشرفی شاهرودی استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه مشهد در نخستین جلسه از درس خارج «تلقیح مصنوعی» که هفتم شهریور سال 1397 برگزار شد به موضوع حکم تکلیفی إدخال نطفه مرد اجنبی در رحم زن اجنبیّه بدون مقاربت به جهت استیلاد، پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.
مقدّمه
لقاح مصنوعى عبارت است از داخل كردن منى مرد بوسيله آلات پزشكى یا غیر آن در رحم زن. علم پزشكى توانسته بوسيله لقاح مصنوعى در تولّد طفل كمك نمايد و نقصى را كه گاه در أثر بيمارى يا ضعف اعصاب در إسپرم شوهران و یا ضعفی را که در رشد و إنعقاد نطفه در رحم زنان است این موانع تولید نسل را برطرف سازد به این صورت که تخمک و إسپرم را در خارج رحم پرورش داده سپس به رحم زن منتقل کند یا نطفه مرد را بوسیله آلات پزشکی خارج رحم و بدون مقاربت إصطلاحی پرورش داده سپس داخل در رحم زن کند حال سؤال این است که آيا حامله شدن زن بايد با مباشرت و از طريق مقاربت إصطلاحى باشد، يا از طريق لقاح مصنوعى نيز جائز است؟ بدين معنى كه نطفه أعم از نطفه شوهر و یا نطفه اجنبی به طريقى غير از مقاربت و با روشهاى پزشكى یا حتی غیر روش پزشکی در رحم زن قرار گرفته، حمل منعقد شود. سوال این است که آیا چنین عملی جائز است؟
مسأله لقاح مصنوعى در دو مقام مورد بررسی قرار می گیرد:
مقام أوّل: از منظر حكم تكليفى یعنی بررسی جواز یا عدم جواز لقاح مصنوعی. مقام دوّم: از منظر حكم وضعى نسبت به طفل متولّد از این طریق، كه این طفل از طرف مادر قطعاً ملحق به مادر طبيعى اوست. در این مورد چهار إحتمال است که بعدا بررسی می شود. ولی از طرف پدر آیا ملحق به شوهر این زن است یا این که ملحق به صاحب نطفه یعنی مرد اجنبی است؟ آیا آثار و أحکام فرزند که از جمله آن توارث و محرمیت فرزند نسبت به والدین باشد بر چنین فرزندی جاری است؟
مقام أوّل: بررسی حکم تکلیفی
لقاح مصنوعی به دو صورت متصّور است: نخست اینکه تخمک زن و إسپرم همسر شرعی او را می گیرند و در خارج رحم در دستگاه پرورش داده مجدّد به رحم زن بر میگردانند. این مورد در جایی إستفاده می شود که یا رحم زن قابلیت پرورش و جذب تخمک همسرش را ندارد یا إسپرم همسر او قابلیت تکوّن فرزند را إبتداءاً ندارد مگر این که در خارج رحم تقویت و پرورش داده شود سپس به رحم منتقل شود که با این کار در تکوّن مراحل بارداری به زن کمک می شود.
دوم اینکه تخمک زن را با إسپرم مرد اجنبی در خارج رحم پرورش داده سپس داخل در رحم زن اجنبیه می کنند، و این مورد در جایی إستفاده می شود که إسپرم همسر این زن به هیچ عنوان قابلیت تکوّن فرزند را ندارد از این جهت برای حاملگی زن از إسپرم مرد اجنبی إستفاده می شود و بحث فعلی ما در این صورت اخیر از لقاح مصنوعى است یعنی إستفاده از منی غیر زوج برای استیلاد زن، سؤال این است که آیا شرعاً جائز است زنی از منی غیر زوج خود برای استیلاد و حاملگی خود إستفاده کند ؟ این مسأله نزد پزشکان کشورهای اروپایی امری متعارف است و با کمال أسف بدون بررسی از حکم شرعی، مورد تصدیق و امضاء غربی ها قرار گرفته است و معلوم نیست که از علماء أهل کتاب آیا کسی آن را تجویز کرده است یا خیر؟
فعلا بحث ما نفس عمل با قطع نظر از صُور و فروضی که در مسأله متصوّر است که بحث مستقلی را می طلبد. چرا که تلقیح تارة بواسطه خود زن یا شوهر زن انجام می گیرد که در این صورت مستلزم نگاه و لمس حرام نیست و اخری بوسیله مرد اجنبی یا زن دیگری انجام می گیرد و در هر دو صورت تارة زن دارای همسر است و اخری همسر ندارد، تارة منی از مردی است که محارم زن است و نسبت نسبی و سببی با زن داشته و ازدواج با او حرام است و اخری منی از غیر محارم است، تارة زن ازهمسر خود جدا شده و در عده طلاق است به طوری که همسر او حق رجوع دارد و اخری مطلّقه به طلاق بائن است.
برخی از فضلای معاصر به صورت قطعی گفته اند استفاده زن از منی غیر شوهر برای استیلاد بالإجماع مطلقاً جائز نیست خواه إدخال منی در رحم زن توسّط مرد نامحرم یا زن دیگر مثل طبیب باشد خواه توسّط خود زن و بدون نظر و لمس حرام صورت گیرد در تمام این صور از مذاق شرع مقدّس إستفاده نموده اند که چنین کاری مطلقا ممنوع است. برای عدم جواز به آیات و روایات متعدّدی تمسّک نموده اند که به برخی از آن ها اشاره می شود:
الآیه الأوّلی: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...» کیفیّت استدلال به آیه شریفه چنین است که: در آیه أمر شده به حفظ فرج و مقید به حفظ خاصی نشده است یعنی به طورمطلق أمر شده به حفظ نمودن فرج ازهر نوع تمتع و إستفاده در غیر ارتباط با همسر.
اگر چه إبتداءاً به نظر می آید که مراد از حفظ فرج حفظ از تمتعات جنسی نسبت به غیر همسر است ولی آیه شریفه إطلاق دارد و همچنان که اگر گفته شود دین خود را حفظ کنید مراد تمام امور مرتبط به دین است در ما نحن فیه نیز مراد، حفظ و مراقبت از هر عملی است که منافات با عفت زن داشته و موجب شین و ننگ از برای زن باشد خواه حفظ فرج از امور جنسی باشد خواه از امور دیگر. از طرفی از نظر عرف و عقلاء بلا إشکال لقاح مصنوعی از منی اجنبی برای استیلاد زن موجب شناعت و ننگ برای زن است توضیح بیشتر إن شاء اللّه در جلسات بعد خواهد آمد.