در تعارض میان عدالت و کارآیی کدام مهم‌تر است؟

1405-05-11

در اقتصاد اسلامی اگر به دنبال عدالت باشیم، کارآیی نیز رخ خواهد داد ولی اگر جایی عدالت با کارآیی در تعارض واقع شود و امر دایر شود بین عدالت همراه با رشد کمتر و بی‌عدالتی با رشد بیشتر، عدالت همراه با رشد کمتر اولویت دارد.

برخی می‌گویند چرا مثل سرمایه‌داری عمل نکنیم؟ به این صورت که اول رشد را بالا ببریم و بعد با مالیات گرفتن توزیع را عادلانه کنیم. در جواب می‌گوییم، انسان موجودی حریص، زیاده‌طلب، پیگیر مطامع خود و انحصارگر بوده و اگر آزاد باشد حق دیگران را ضایع می‌کند. این همان مطلبی است که فرشته‌ها در جریان خلقت انسان به آن اشاره داشته و گفتند «اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء»؛ یعنی انسان در مسیر مطامع خود خون هم می‌ریزد.


به همین دلیل، اگر در جامعه انسانی، از ابتدا ضوابط عادلانه برای استفاده از امکانات اولیه اقتصاد وضع نشود ایجاد عدالت در مرحله بعد از تولید تقریباً ناممکن بوده و تجربه نیز نشان داده است که عدالت بعد توسعه به راحتی محقق نمی‌شود؛زیرا از یک طرف مالیات‌ستانی سخت خواهد شد و از طرف دیگر به فرض مالیات‌ستانی، ملاک توزیع عادلانه مالیات‌های دریافتی چه خواهد بود؟


اینجاست که این بحث پیش می‌آید که بین عدالت و کارآیی کدام مهم‌تر است؟ در اقتصاد اسلامی اگر به دنبال عدالت باشیم، کارآیی نیز رخ خواهد داد ولی اگر جایی عدالت با کارآیی در تعارض واقع شود و امر دایر شود بین عدالت همراه با رشد کمتر و بی‌عدالتی با رشد بیشتر، عدالت همراه با رشد کمتر اولویت دارد. در اقتصاد اسلامی، کارآیی به همراه نقض عدالت مقبول نیست؛ و این به معنای توزیع فقر نیست بلکه به معنای رفاه (تولید) کمتر است.


منظور از رفاه در اینجا، تولید ناخالص داخلی یا همان GDP است؛ زیرا در ادبیات اقتصاد متعارف، تولید ناخالص داخلی معیار رفاه جامعه در نظر گرفته می‌شود. در این صورت با کاهش تولید، رفاه کمتر شده است. در حالی که اگر احساس رضایت و خوشبختی توده مردم و نه تولید به عنوان معیار رفاه در نظر گرفته شود آنگاه اگر رشد تولید همراه با عدالت نباشد، قله‌های ثروت موجب می‌شود که مردم احساس نارضایتی، فقر و بیچارگی و کاهش رفاه کنند ولی اگر همان سطح از تولید با عدالت همراه باشد، رفاه مردم بیشتر خواهد بود.


اقتصاد روستایی مثال خوبی برای این وضعیت است. در چنین اقتصادی عدالت نسبی وجود دارد و خبری از شکاف طبقاتی هم نیست. رفاه وجود دارد و مردم هم راضی‌اند، البته کارآیی و سطح تولید کم است که آن نه به دلیل برقرار بودن عدالت بلکه به دلیل توانمند نبودن مردم روستا از نظر دانشی است. در این اقتصاد می‌توان با حفظ عدالت، کارایی و تولید را افزایش داد.


اینکه گفته می‌شود عدالت قبل توسعه موجب توزیع فقر است، اشتباه و یک مغالطه است. این مغالطه به مثابه چماقی است که عده‌ای به نفع سرمایه‌داری در دست گرفته‌اند. اسلام می‌گوید که نیازمند را تأمین کن ولی عده‌ای می‌گویند این به معنای توزیع فقر است. می‌گوییم خیر اگر افراد نیازمند را توانمند کنیم و شرایط کار برایشان فراهم باشد، انگیزه‌شان برای کار بیشتر می‌شود. توانمند کردن مردم و فراهم آوردن شرایط کار برای آن‌ها به معنای توزیع فقر نیست.


اسلام از یک طرف از اجیر شدن برای دیگران نهی کرده و آن را مکروه دانسته است. از طرف دیگر دستور داده است که هر فرد در حد توان کار کند ولو اگر نیازمند نباشد. از طرفی هم افزایش ثروت ناشی از کار را منع نکرده است. این قرائن چه چیز را نشان می‌دهد؟ شاید جمعش این باشد که دولت اسلامی باید تا جای ممکن کاری کند که توده مردم کار کنند تا عدالت همراه با رشد فراهم آید. این باعث می‌شود که شکاف طبقاتی زیادی در جامعه پدید نیاید. اگر هم بنا به دلایلی به وجود آمد دولت می‌تواند به دلیل مصلحت جامعه مالیات دریافت کند تا جامعه دچار تکاثر و قطب‌های قدرت و ثروت نشود.

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما