علل مهجوریت آداب و سبک زندگی در فقه معاصر
1405-03-04
کاستی در توجه فقه شیعه به سبک زندگی، ریشه در برخی مبانی اصولی، بهویژه تقلیل «حجیت» به منجّزیت و معذّریت و نیز قاعدۀ تسامح در ادلۀ سنن دارد.
حجت الاسلام و المسلمین عبدالامیر خطاط استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه اصفهان در درس «سبک زندگی» به علت کم رنگ بودن بحث سبک زندگی در مباحث فقهی پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.
برخلاف آنکه در گذشته روابط، بسیط بوده و نیاز به بحث جدی پیرامون سبک زندگی وجود نداشته است، خصوصاً آنکه بین مردم و علما، آمد و شد وجود داشته و مردم از رفتار ایشان، روابط اجتماعی و سبک زندگی ار میآموختند. اما با کمال تأسف هر قدر از عصر گذشته به عصر حاضر نزدیک شدهایم، بحث از سبک زندگی تقلیل یافته و نگاه شایستهای به آن نشده است که ریشۀ آن، دو علت ذیل میباشد:
۱- نوع نگرش به بحث حجت در اصول فقه؛ وقتی«حجت»، در اصول فقه به «منجریت» و «معذریت» تعبیر میشود، دیگر نگاهها از مستحبات و مکروهات خارج شده و بر واجبات و محرمات متمرکز میگردد، گو اینکه فقه فقط متکفل بیان واجبات و محرمات است. از این رو بسیاری از مباحث سبک زندگی که در دایرۀ مستحبات و مکروهات واقع میشود مورد غفلت قرار میگیرد.
۲- مبنای «تسامح در ادلۀ سنن» و «روایات من بلغ» منجر شده تا به سبک زندگی و مباحث پیرامون آن، توجه نشود.
مرحوم «ماممقانی» در کتاب «مرآة الکمال» بعد از بیان ضرورت بحث از آداب و سنن می فرماید: «كانت همم الفقهاء رضوان اللّه تعالى عليهم مصروفة غالبا إلى بيان الواجبات و المحرّمات، و لم يستوفوا لذلك ذكر الآداب و السنن و المكروهات، بحيث صارت جملة منها من المنسيّات، و جملة أخرى - بزعم من لا خبرة له - من المبتدعات»
بنابراین، فقه شیعه با تمام پیشرفتهای شایانی که داشته و دارد که با سایر علوم انسانی قابل مقایسه نیست، اما همواره از نقاط ضعف آن، عدم پرداختن به سبک زندگی میباشد که باید با دقتهای فقهی و توجه خاص به این موضوع، این ضعف نیز جبران شود. از این رو اگر در علم اصول فقه، «حجت» به «هر امر معتبری» تبدیل شود، محذوریتهای بسیاری مرتفع شده و بسیاری از روایات که چون «منجزیت» و «معذریت» در آنها معنا ندارد، به کار میآیند، مانند روایات تفسیری، عقائدی، اخلاقی و... که منجز یا معذر بودن در آنها بیمعناست اما اگر با دید معتبر بودن و اینکه عقلا به امور معتبر اعم از منجز و معذر توجه میکنند به این روایات نگریسته شود، دیگر از ثمرات و آثار آن روایات محروم نخواهیم شد.
لازم به ذکر است که یکی از عوامل محجوریت قرآن، نوع نگرش به «حجت» در اصول است، زیرا اگر حجت به معنای منجزیت و معذریت باشد، دیگر ظواهر آیاتی که منجز و معذر نیستند، حجت نخواهند بود. همچنین این نوع نگاه به حجت، سبب میشود تا صرفاً به آیاتی نگریسته شود که جنبۀ فقهی دارند، ازا ین رو از آیاتی که در قالب قصص به تربیت و تعلیم پرداخته غفلت میشود.