قواعد دلیلیت هوش مصنوعی در اثبات موضوع و حکم شرعی

1405-02-22

بر اساس قواعد اصول فقه، داده‌های غیرقطعی هوش مصنوعی فاقد حجیت هستند و تنها داده‌های قطعی آن می‌توانند موضوع دلیلیت قرار گیرند؛ مشروط بر آن که نوع قطع (شخصی یا نوعی) و آثار آن مشخص شود.

آیت الله اراکی در سومین جلسه از درس خارج «فقه هوش مصنوعی» که 11 آذرماه سال جاری برگزار شد، در ادامه بحث مبادی تصدیقی فقه هوش مصنوعی، به موضوع دلیلیت دلیل هوش مصنوعی پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.



آیا داده‌های هوش مصنوعی با همه جزئیاتشان، می‌توانند دلیلیت داشته باشند بر حکم شرعی؟ فرض کنیم از هوش مصنوعی سؤال می‌کنیم که دلیل بر فلان حکم چیست؟ حکم را مطرح می‌کنیم و می‌پرسیم: دلیل بر نجاست انگور چیست؟ او چیزی جمع می‌کند و می‌گوید دلیلش این است، یا اصلاً می‌گوید دلیلی وجود ندارد.

معنای این سخن که ما در مباحث فقه هوش مصنوعی به دلیلیت دلیل احتیاج داریم این است که میزان جواز اعتماد به هوش مصنوعی در استنباط حکم فقهی چقدر است. آن بخش از قواعد اصولی که مربوط به دلیلیت دلیل هستند، این‌ها برای ما مورد نیازند.


قواعد دلیلیت دلیل فقه هوش مصنوعی


حال در مباحث دلیلیت دلیل، در اصول در دو نوع دلیل بحث می‌کنیم: یک نوع، دلیل قطعی است که آیا دلیل قطعی حجیت دارد یا ندارد. همان بحث حجیت قطع است که مبتکر آن شیخ انصاری (قدس الله سره) است. برخی ادله، ادله قطعیه هستند و برخی ادله، ادله غیرقطعی مثل خبر واحد، شهرت. در ادله غیرقطعی ما نیاز به دلیلی داریم که دلیلیت آن را اثبات کند. در هوش مصنوعی، اگر داده‌های هوش مصنوعی قطع‌آور نباشند، ما دلیلی بر حجیت آن‌ها نداریم کلاً. یعنی اگر خبر واحد بود، دلیل بر حجیت داشت؛ خودش دلیل قطعی نیست اما دلیل قطعی بر حجیت آن هست. دلیل غیرقطعی در اصول، این معنا از مسلمات ماست. این از مسلمات اصول فقه شیعی است و می‌توان آن را بزرگ‌ترین امتیاز اصول فقه شیعی بر اصول فقه عامه دانست.

انواع قواعد دلیلیت هوش مصنوعی


بحث اینجاست که آیا داده‌های هوش مصنوعی دلیل قطعی بر حجیتشان داریم؟ خیر. اگر داده‌ها قطع‌آور نباشند، اگر علم‌آور نباشند، داده‌های ظنی باشند، حجیت ندارند. می‌توانند ما را کمک کنند، راهنما باشند، از آن‌ها استفاده کنیم، اما نه به عنوان دلیل. بلکه به عنوان راهنمایی به سوی دلیل و کمکی در راستای کشف دلیل. اما اینکه خودِ دلیل باشد، اگر داده هوش مصنوعی، داده قطعی نباشد، فایده ندارد. لذا بحث ما منحصر می‌شود در داده‌های قطعی هوش مصنوعی؛ یعنی داده‌های قطعی هوش مصنوعی تا چه اندازه حجیت دارند و چگونه و چه نوع حجیتی دارند. به عبارت دیگر، به زبان ساده‌تر: قطع حاصل از هوش مصنوعی، چقدر می‌تواند حجیت داشته باشد؟

اگر استفاده از هوش مصنوعی قطع‌آور نباشد، مانند بسیاری از ادله‌ای که ظنی هستند، مانند قیاس، استحسان و... چون قطع‌آور نیست، دلیل خاصی برای حجیت آن نداریم. اما اگر قطع‌آور باشد، اینجا جای بحث است و با قواعد دلیلیت، هوش مصنوعی را بررسی می‌کنیم. گاهی دلیلیت هوش مصنوعی در حکم شرعی بحث می‌شود و گاهی دلیلیت هوش مصنوعی برای اثبات موضوع حکم شرعی. این بحث دو بخش دارد. لذا قواعد دلیلیت را در مباحث هوش مصنوعی به دو بخش تقسیم می‌کنیم:

۱. قواعد دلیلیت هوش مصنوعی در اثبات حکم شرعی
۲. قواعد دلیلیت هوش مصنوعی در اثبات موضوع حکم شرعی

منظور از «موضوع» همان چیزی است که حکم بر آن رفته است، اعم از اینکه تعابیر اصولی از آن به متعلق بحث شود یا متعلقِ متعلق. حکم بر خود موضوع رفته، نه بر چیزی دیگر. اولین مطلب درباره قواعد دلیلیت هوش مصنوعی در اثبات حکم شرعی است:

قاعده اول:
در دلیلیت باید دلیل‌بودن، قطعیت داشته باشد. مجرد شک در دلیلیت مساوی است با عدم دلیلیت. این قاعده از قواعد اصولی است که مختص اصول فقه امامی (شیعه) است. منظور از «شک» در اینجا معنای تساوی طرفین نیست، بلکه شامل ظن نیز می‌شود. یعنی شک به معنای عدم علم است. همان‌طور که در مباحث خود گفتیم، شک و قطع در اصول با شک و قطع یا شک و علم در مباحث منطقی متفاوت است. از نظر اصطلاحی در اصول، اگر بگوییم «شک»، اعم از ظن، وهم، احتمال و امثال اینهاست. مناط شک در اصول فقه، عدم العلم است، به خلاف شک در منطق. لذا اگر دلیلی، دلیلِ آن برای ما با قطع ثابت نشود که مشکوک الحجیه باشد، همین که در حجیت آن شک کنیم کفایت می‌کند که بگوییم حجت نیست. این قاعده اول است.

قاعده دوم:

آنچه در فقه هوش مصنوعی به عنوان حجت می‌تواند پذیرفته شود، حجتی است که حجیتش قطعی است. یا بگوییم داده‌های قطعی هوش مصنوعی می‌توانند موضوع حجیت قرار بگیرند. داده‌های غیرقطعی هوش مصنوعی نمی‌توانند موضوع حجیت قرار بگیرند، زیرا اگر داده‌ها غیرقطعی باشند، نیاز به دلیل خاص برای حجیت دارند که نداریم.

قاعده سوم:

قطع دو نوع است: قطع نوعی داریم و قطع شخصی. گاهی اسباب و ادله‌ای وجود دارد که این دلیل برای نوع عقلا، برای نوع مردم قطع‌آور است. مثلاً می‌گوید: دیدم فلان کس این کار را کرد. دیدن -به اصطلاح بگوییم علم حسی- این قطع حاصل از حس، قطع نوعی است. نوع مردم از حس برایشان قطع حاصل می‌شود، با اینکه ممکن است این حس هم اشتباه باشد، اما این قطع نوعی است. این اختصاص به فرد خاص ندارد، بلکه نوع مردم از طریق حس برایشان قطع حاصل می‌شود.


اما نوعی دلیل داریم که این دلیل برای همه قطع‌آور نیست، بلکه برای شخص خاص قطع‌آور است. شاید این مثال بد نباشد که یکی از اساتید ما می‌فرمود: از مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن ظاهراً به هیئت استفتاء خود پرسیدند اگر دسترسی به فتوای شما نداریم، چه کار کنیم؟ ایشان فرموده بودند: اگر این پنج نفر فقها اتفاق نظر در مسئله‌ای داشته باشند، این فتوای من است و قبول دارم. مثلاً فرض کنید شیخ طوسی، محقق، علامه، صاحب جواهر اگر این پنج نفر اتفاق نظر داشتند، این فتوای من است. معنایش این است که اگر این پنج نفر به مطلبی اتفاق نظر پیدا کنند، برای من قطع حاصل می‌شود که نمی‌شود هر پنج نفر خطا کنند. البته این بر اساس حساب احتمالات است. حساب احتمالات برای افراد متفاوت است؛ چرا؟ زیرا حساب احتمالات مبتنی بر قوت احتمال است. قوت احتمال ممکن است برای من احتمال قوی ایجاد کند، اما برای شما احتمال قوی ایجاد نکند.


در حساب احتمالات نیز قطع ناشی از حساب احتمالات باید بررسی شود که آن قوه احتمالی که مبنای حساب احتمالات است، آیا قوه احتمال نوعی است یا قوه احتمال شخصی. تا بعد بتوانیم نتیجه بگیریم که این قطع حاصل، قطع نوعی است یا قطع شخصی؛ لذا آورده‌ها یا داده‌های هوش مصنوعی اگر قطع‌آور هم باشند، باید دید این چه نوع قطعی است. آیا قطع نوعی ایجاد می‌کند یا قطع شخصی؟ این‌ها در اثر متفاوت هستند. اگر قطع شخصی باشد، یک اثر دارد و اگر قطع نوعی باشد، اثر دیگری. در قطع شخصی، اولاً تبعیت از قطع شخصی جایز نیست. اثر دیگر یا تفاوت دیگر این است که قطع ناشی از قطع شخصی تبدیل‌پذیر است؛ یعنی ممکن است این آقا امروز قطع دارد به حکمی، فردا عوض شود. اما قطع‌های نوعی تبدیل‌پذیر نیستند. قطع نوعی یعنی برهان؛ برهان برای همه قطع‌آور است. برهان یا هست یا نیست. این دو تفاوت بین قطع شخصی و قطع نوعی وجود دارد. ادامه بحث را إن‌شاءالله هفته آینده.

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما