هوش مصنوعی و جایگاه آن در فقه

1404-10-04

آیت‌الله محسن اراکی در نخستین جلسه درس خارج «فقه هوش مصنوعی»، این فناوری را کنشی اجتماعی دانست که در قلمرو «فقه کلان» قابل بررسی است و با ارائه تعریفی جامع از هوش مصنوعی، بر ضرورت بازخوانی فقهی کارکردها و پیامدهای آن تأکید کرد.

آیت الله اراکی در نخستین جلسه از درس خارج «فقه هوش مصنوعی» که ششم آبان ماه سال جاری برگزار شد، هوش مصنوعی را از مباحث فقه کلان دانست و ضمن تعریف آن، مباحث مقدماتی مرتبط با آن مطرح کرد که در ادامه به آن اشاره می شود.

 

هوش مصنوعی در بوته فقه کلان


ما افعالی داریم که فعلِ جامعه هستند (حتی با همان وحدت اعتباری). مقوله «هوش مصنوعی» از همین سنخ مقولات و یک رفتار اجتماعی است. این فناوری مربوط به فعلی است که فاعل آن جامعه یا همان «انسان اجتماعی» است.لذا هوش مصنوعی از مقولاتی است که در عرصه «فقه کلان» مورد بحث قرار می‌گیرد.
البته اجتماعی بودنِ این فعل، با داشتن جنبه‌های فردی منافات ندارد. تفاوت دیدگاه ما با قائلان به «اصالت اجتماع» در این است که ما معتقدیم وقتی فرد عضو یک جامعه و بخشی از «انسان کلان» می‌شود، شخصیت فردی خود را از دست نمی‌دهد. فرد با اراده خودش، خود را به آن انسان کلان متصل می‌کند و داخل در آن ولایت کلان می‌شود؛ اما هر زمان بخواهد می‌تواند از آن جدا شود. لذا «فقه فردی» یا همان «فقه خرد» نیز در اینجا جایگاه دارد و باید حکم فقهی رفتارهای خرد را نیز در بحث هوش مصنوعی بررسی کنیم.

بنابراین بحث ما در فقه هوش مصنوعی دو بخش خواهد داشت: ابتدا به «فقه کلانِ هوش مصنوعی» می‌پردازیم. بزرگانی همچون علامه طباطبایی، شهید مطهری و استاد بزرگوار ما علامه مصباح (قدس الله ربهم جمیعا) درباره نظام اسلامی و علوم جدید بحث کرده‌اند. تفاوت‌های نظری میان این بزرگان و همچنین جناب آقای صدر در مسئله شخصیت اجتماعی انسان وجود دارد. ما ضمن بهره‌گیری از محضر این اعلام اربعه و مطالب ایشان، این مسئله را مفصل‌تر بحث کرده‌ایم و به ماحصلی رسیدیم که بخشی از آن را در اینجا عرض کردیم.



تعریف و مبادی تصوری هوش مصنوعی



در بحث فقه کلان هوش مصنوعی، ابتدا باید این پدیده را تعریف کنیم. فقه هوش مصنوعی یعنی احکام شرعی مترتب بر فعلی که مربوط به هوش مصنوعی است. ما در اینجا با سه واژه «هوش»، «مصنوعی» و «تعریف هوش» روبرو هستیم که مبادی تصوری ما را تشکیل می‌دهند و پس از آن به مبادی تصدیقی نیز اشاره خواهیم کرد.
تعریف ما از هوش، با توجه به کلمات اهل فن و استنباط شخصی ما چنین است:


•    هوش: مقصود از هوش، دستگاهی است که توانایی دریافت و نگهداری داده‌های شناختی و تبدیل آن‌ها به داده‌های نو را دارد (چه این هوش بشری باشد و چه مصنوعی).
•    مصنوعی: یعنی چیزی که ساختِ دست بشر و مصنوع اوست.
•    داده‌های شناختی: یعنی هر چیزی که از مقوله‌های معرفت و دانایی باشد.


تعریف جامع هوش مصنوعی


من تعاریف موجود را بررسی کردم و آن‌ها را ضعیف دیدم. بر اساس کاربردها و تتبع در موارد استعمال، تعریفی را ارائه می‌کنیم که معتقدیم جامع و مانع است:
«هوش مصنوعی ابزار فناورانه‌ای است که با دریافت، گزینش، تجمیع، تنظیم، ترکیب، تجزیه و تحلیل داده‌های شناختی، بشر را در ارائه معلومات جدید و دستیابی به پاسخ پرسش‌های مورد نیاز یاری می‌کند».


کالبدشکافی تعریف: کارکردها و نتایج


بنا بر این تعریف، هوش مصنوعی دو عنصر اساسی دارد: «کارکرد» و «نتایج کارکرد».


الف) کارکردهای هفت‌گانه هوش مصنوعی:
1.    دریافت داده‌ها.
2.    گزینش داده‌ها.
3.    تجمیع داده‌های گزینش شده.
4.    تنظیم داده‌ها.
5.    ترکیب داده‌ها.
6.    تجزیه داده‌ها.
7.    تحلیل داده‌ها.


درباره تفاوت تجزیه و تحلیل باید توضیح داد که تجزیه، بخش کردن یک داده به اجزای آن است (رابطه کل و جزء)؛ مانند جدا کردن جنس و فصل در یک تعریف. در مفاهیم تصوری، تجزیه یعنی تقسیم یک مفهوم به جنس و فصل یا جنس و عرض. اما تحلیل مربوط به «کلی و جزئی» است؛ یعنی تشخیص جزئیات یک کلی و تطبیق کلی بر مصادیقش. تحلیل معمولاً به «تصدیقات» (معلومات تصدیقی) ارتباط پیدا می‌کند و در آن نیاز به اثبات و نفی داریم، در حالی که در تجزیه نیازی به اثبات و نفی نیست.


ب) نتایج کارکرد: هوش مصنوعی از طریق این کارکردها به دو نوع نتیجه دست می‌یابد:
1.    ارائه معلومات جدید: با ترکیب و تجزیه داده‌ها به معلومات جدیدی می‌رسد، حتی اگر پاسخ به پرسش خاصی نباشد. این کار می‌تواند به طور خودکار توسط دستگاه انجام شود، هرچند کاربر اراده دارد.
2.    پاسخ به پرسش‌های مورد نیاز: ما خودمان این را امتحان کردیم؛ مثلاً شعری را به هوش مصنوعی دادیم و پرسیدیم شاعرش کیست؟ پاسخ داد که شاعرش معلوم نیست (که درست بود). درباره قالب‌های شعری هم پاسخ‌های دقیقی داد که نشان‌دهنده فوق‌العاده بودن این فناوری است.
تفکیک «ارائه» از «استنباط»


نکته بسیار مهم در تعریف ما این است که چرا گفتیم «ارائه معلومات» و نگفتیم «استنتاج» یا «استنباط»؟. زیرا در واژه‌های استنتاج و استنباط، عنصر «اراده» نهفته است. ما می‌خواهیم تأکید کنیم که این ارائه معلومات به طور خودکار و بدون اعمال اراده توسط خود دستگاه انجام می‌شود. ابزار استنباط یا استنتاج نمی‌کند؛ بلکه نتیجه‌گیری آن ابزاری و مبتنی بر معادلات ریاضی است، نه اراده استنباطی. این دقت در واژگان (مانند استفاده از واژه ارائه به جای باب استفعال که معنای اراده در آن است)، در بیان احکام فقهی آتی نقش کلیدی دارد.


انشاءالله ادامه بحث در هفته آینده. اینکه داده‌ها را از کجا دریافت می‌کند (آمریکا یا هر جای دیگر) در اصلِ بحث ما مهم نیست؛ همان‌طور که فرموده‌اند «خذ العلم ولو من الصین». و صلی الله علی محمد و آل محمد.

 

دیدگاه‌ها (0)


لینک‌های مفید

ارتباط با ما