
ویژگی و مزیت تفکر شهید صدر که در کتاب اقتصادنا / اقتصاد اسلامی در ایران قربانی نئوکلاسیکها
1403-12-18
نویسندگان اقتصاد اسلامی عمدتاً با پیشزمینه تفکرات نئوکلاسیکی، کینزی و نئوکینزی در زمینه اقتصاد اسلامی کتاب مینویسند و عمده مصیبتها نیز از همینجاست

حجت الاسلام و المسلمین معصومی نیا در درسی با عنوان «اندیشه اقتصادی شهید صدر» بیان داشت:
ویژگی و مزیت تفکر شهید صدر که در کتاب اقتصادنا نمایان شده، این است که خالص بوده و در بستر مکاتب اقتصاد سرمایهداری هم چون نئوکلاسیک یا مارکسیسم نیست. تفکر شهید صدر دچار التقاط نشده و کاملاً بدیع و ناب است و این یکی از برجستگیهای اصلی نظرات ایشان است. بالاخره هر نظری قابل نقد است، اما ایشان در زمین بازی دیگران بازی نکرده، بلکه تفکر ناب اسلامی را در زمینه اقتصاد مطرح نموده است؛ یعنی کار شهید چنین نبوده که بدنه اقتصاد غرب را گرفته و آن را بومیسازی کند، کاری که بسیاری از افراد پس از ایشان کردند و امروز مصیبت اصلی ما همین است که تفکر ما ناب نیست.
البته همه این افراد زحمت کشیدهاند، اما این نقد علمی به این دسته از افراد وارد است که قسمت زیادی از نظراتی که امروزه مطرح میکنند، دچار نوعی تأثر از نظامهای دیگر و برخی التقاطها است. البته ممکن است برخی از نظرات و تفکر شهید صدر به نوعی متأثر از جو آن دوره بوده باشد، اما هسته اصلی فکر ایشان ناب و خالص است و چنین نبوده که شاکله را از دیگران بگیرد و تغییراتی جزئی بر روی آن اعمال کند، بلکه مکتبی را به صورت بنیادین معرفی نمود. نیاز اصلی امروز ما نیز این است که این تفکر ناب را اتخاذ کنیم.
ممکن است کسی ادعا کند که ایشان در برخی موارد در نتیجهگیری به نظریات مارکسیستها نزدیک شده است. حتی در کتاب «البنک اللاربوی» نیز که شاید چنین نقدی به ایشان وارد شود، خود ایشان اظهار به موقت بودن آن مدل داشتهاند تا جایی که حتی برخی از خطوطی که شهید صدر (ره) در دیگر کتب خود هم چون «اقتصادنا» و به خصوص «الاسلام یقود الحیاۀ» ترسیم کرده با بسیاری از راهکارهای مذکور در البنک اللاربوی سازگاری ندارد و این خود نشاندهنده آن است که ایشان از باب اضطرار و برای حل موقت مشکل چنین نسخهای را ارائه نموده است.
البته آنچه گفتیم بدین معنا نیست که شهید هیچ خطایی نداشته است، اما چنین توجهی آن هم در شصت سال قبل، ارزش بسیار بالایی دارد؛ هر چند امروزه بسیاری از نظرات ایشان به بوته نقد گذاشته شود. در آن زمان شاید حتی یک کتاب اقتصادی هم در نجف یافت نمیشد و ایشان از طریق برخی از اساتید دانشگاه بغداد به منابعی دسترسی یافته و مباحث اقتصادی را مطالعه نموده است. در آن زمان اگر هم مباحثی مرتبط با اقتصاد اسلامی در حوزه مطرح بود، نهایتاً در برخی احکام معاملات خلاصه میشد و علماء گمان میکردند اقتصاد اسلامی محدود به کتاب مضاربه و شرکت و سایر احکام مشابه و یا برخی روایات اخلاق اقتصادی همچون مذمت کمفروشی است و هیچکس اقتصاد اسلامی را به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته مطرح نکرده بود.
یکی از شواهد خالص بودن تفکر ایشان این است که در استخراج اقتصاد اسلامی هرگز به سراغ روشهای نئوکلاسیکی همچون مطلوبیتگرایی نرفته و نیز در بحث پیرامون نظریه ارزش، ابتدا نظرات مختلف کلاسیکها و مارکسیستها را به خوبی نقل و سپس نقد کرده است که این خود نشان از تنبه و توجه ایشان نسبت به نظریات و دیدگاههای سایر مکاتب دارد. چنین نبوده که نسبت به این نظریات آگاهی نداشته باشد و به همین دلیل خالص حرکت کند، بلکه نظریات آنها را میدانسته و آگاهانه دچار آنها نشده است. البته این سخن بدین معنا نیست که ایشان اصلاً از فضای زمان خود متأثر نشده باشد. شاید بتوان گفت که شهید تا حدودی از فضا و شرایط زمانه خود تأثیر پذیرفته، اما در مجموع این تأثیرپذیری به استقلال وی لطمهای وارد نکرده است. عناصر استقلالی بیش از همه محققین اقتصاد اسلامی، در اندیشه ایشان به چشم میخورد و این عناصر برای تحقیقات اقتصاد اسلامی بسیار قابل استفاده است.
شهید صدر، بر اساس روششناسی خود، عناصر اصلی مکتب اقتصادی اسلام را استخراج و معرفی نمود. ایشان کتاب روششناسی مجزا تألیف نکرد، بلکه روش را ارائه نمود و خود به آن عمل کرد. این عناصر در بخش دوم کتاب «اقتصادنا» و نیز کتاب «الاسلام یقود الحیاۀ» ذکر شده است.
به نظر میآید کتاب «اقتصادنا»ی ایشان همچون کتاب ثروت ملل آدام اسمیت است. کتاب ثروت ملل اگرچه امروزه جایگاهی در ادبیات اقتصادی ندارد، اما همچنان آدام اسمیت را به عنوان پدر علم اقتصاد میشناسند. ایشان نیز باید به عنوان پدر اقتصاد اسلامی معرفی شود و تحقیقات مفصلی روی نظریات ایشان صورت گیرد و مباحث و نظرات ایشان مستند گردد.
لزوم توجه به تفکر مارکسیسم
ذیل مزیتی که مطرح شد، لازم است به مطلبی اشاره داشته باشم و آن هم لزوم توجه به تفکر مارکسیسم برای کسانی است که میخواهند در حوزه اقتصاد اسلامی فعالیت داشته باشند.
شهید صدر در قسمت اول کتاب «اقتصادنا» ابتدا تفکرات مارکسیسم و بعد تفکرات سرمایهداری را مطرح و سپس آنها را نقد میکند. اگر کسی میخواهد در اقتصاد کار کند، لازم است همانگونه که اقتصاد سرمایهداری را میخواند، اقتصاد مارکسیستی را نیز از این باب که نقطه مقابل تفکر سرمایهداری است، بخواند. مطالعه مکتب مارکسیسم، حتی زمانی که این مکتب به طور کلی منسوخ شده باشد نیز مفید است. اینکه انسان ببیند نظامی غیر از نظام سرمایهداری هم وجود دارد که شاکلهای مخصوص به خود داشته و حتی حکومت هم تشکیل داده است. این امر، اولاً موجب میشود که انسان به نهادهای سرمایهداری به عنوان نهادهای حتمی و قطعی نگاه نکند؛ زیرا وجود برخی نهادهای نظام سرمایهداری در ساختار نظام مارکسیسم عملاً ممکن نیست و ثانیاً موجب میشود که درک سازگاری نداشتن برخی از نهادهای موجود با اسلام، تسهیل و زمینه برای پذیرش تحولات اساسی فراهم شود. فایده دیگر این مطالعه آن است که وقتی انسان از یک طرف تلقی مارکسیسم و از طرف دیگر تلقی سرمایهداری را از موضوعی بداند و سپس به روایات و ادله دینی مراجعه کند، درک بهتری از معنای آنها پیدا خواهد کند؛ چرا که اگر فقط تلقی سرمایهداری در نظر گرفته شود با مراجعه به نصوص ممکن است انسان دچار تفسیر سرمایهداری شود و همینطور در مورد مطالعه مارکسیسم. مطالعه مارکسیسم دقت انسان را افزایش میدهد و موجب میشود به یک طرف تمایل ایجاد نشود.
به عنوان مثال، وقتی گفته میشود نظام پولی و مالی غرب مبتنی بر مبانی و اهداف آن نظام است، برخی باور نمیکنند و آن را حاصل مباحث صرفاً علمی میدانند، اما اگر نظام اقتصاد مارکسیستی را بخوانند، این ابتنا بر مبانی و اهداف به صورت ملموس روشن میشود؛ چرا که با مطالعه نظام اقتصاد مارکسیستی مشخص میشود که نظام پولی و مالی رایج به هیچ وجه قابل انطباق بر این نظام نیست و نظامی متناسب با تفکرات سرمایهداری است. همچنین دانستن مباحثی مثل نظریه ارزش، ارزش اضافی و... در مقابل تئوریهای سرمایهداری بسیار لازم است. در این صورت، فرد در مواجهه با تعالیم اسلامی آزادانهتر میتواند تفکر اسلامی را استخراج کند؛ چرا که در حال حاضر تفکر سرمایهداری غالب است.
اوایل انقلاب دو جناح چپ و راست سیاسی وجود داشت که چپ و راست اقتصادی نیز بودند؛ یک گروه به تفکرات مارکسیستی تمایل داشت و گروه دیگر به تفکرات سرمایهداری، اما امروزه این دستهبندی به هم خورده و همه گروهها از نظر اقتصادی لیبرال شدهاند و افراد به سختی میتوانند خارج از چارچوب تفکرات لیبرالیسم فکر کنند. به نوعی شناخت تفکر مارکسیستی، به عنوان نقطه مقابل سرمایهداری، زمینه را برای پذیرش تفکر نوع سوم بیشتر فراهم میکند.
در گذشته، به ویژه پیش از آنکه اقتصاد نئوکلاسیک فراگیر شود، عمده مباحث اقتصادی که در دانشگاهها تدریس میشد، اقتصاد سیاسی بود. اقتصاد خرد از زمان ظهور نئوکلاسیکها به وجود آمد. اقتصاد کلان بعد از 1930 میلادی که نظرات کینز مطرح شد، به وجود آمد و بخش عمومی نیز به تبع همان مطرح شد. متأسفانه در حال حاضر در ایران آموزش اقتصاد عمدتاً منحصر به یک روش است. اقتصاد خرد از سال 1880 به وجود آمد، درحالیکه قبل از آن دانشگاههای معروف اروپا در زمینه اقتصاد کار میکردند. بعد از فیزیوکراتها که مکتب کلاسیک به وجود آمد، از سال 1776 تا 1880، تفکرات اقتصادی بسیاری مطرح شد، حتی مارکسیسم حدوداً در سال 1850 به وجود آمد، اما در کشور ما از آن مباحث اطلاع چندانی ندارند. عمده اقتصاد خواندههای ایران، اقتصاد نئوکلاسیک خواندهاند؛ چرا که ماهیت اقتصاد خرد کاملاً نئوکلاسیکی است. روششناسی و محتوای اقتصاد خرد کاملاً نئوکلاسیکی است. پس از آن اقتصاد کلان کینزی پدید آمد که بعدها نظرات کلاسیکی را در آن مندرج کردند و به اقتصاد کینزی کلاسیکی بدل شد.
عمده اقتصاد خواندههای فعلی تفکراتشان اینگونه است و با همین پیشزمینه فکری به سراغ اقتصاد اسلامی میروند. نویسندگان اقتصاد اسلامی عمدتاً با پیشزمینه تفکرات نئوکلاسیکی، کینزی و نئوکینزی در زمینه اقتصاد اسلامی کتاب مینویسند و عمده مصیبتها نیز از همینجاست. به نظر میآید اقتصاد خرد همچون گوساله سامری اقتصاد غرب است که وقتی در ذهن کاشته میشود، افراد دیگر نه قادر به فهم اقتصاد اسلامی هستند و نه قادر به درک اقتصاد ایران.